بدرقه بهسوی خانه ابدی
مراسم تشییع پیکر زندهیاد حبیبالله صادقی، نقاش باسابقه انقلابی و متعهد شنبه ۸مرداد با حضور محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ حجتالاسلام قمی، رییس سازمان تبلیغات اسلامی؛ محمدمهدی دادمان، رییس حوزه هنری؛ غلامعلی حدادعادل، رییس فرهنگستان ادب؛ بهمن نامورمطلق، رییس فرهنگستان هنر، خانواده زندهیاد صادقی، سیدعباس صالحی، سیدمحمد بهشتی، مجید مجیدی، حسن روحالامین، کامیار صادقی، جمعی از مدیران هنری و هنرمندان از مقابل فرهنگستان هنر برگزار شد. اجرای این مراسم برعهده اسماعیل آذر بود. مجتبی رحماندوست، عضو پیوسته فرهنگستان هنر، در ابتدای مراسم تشییع، پیام تسلیت رهبر انقلاب اسلامی و پیام تسلیت آیتالله سید ابراهیم رئیسی، رییسجمهور را قرائت کرد.
امیرحسین صادقی، فرزند زندهیاد صادقی با تشکر از حضار برای حضور در مراسم تشییع پدرش اشعاری از مولانا قرائت کرد و گفت: من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو/ پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو؛ بهدلیل مشغله زیاد پدرم، در زمان حیات ایشان فرصت کمی برای گپ و گفت با ایشان داشتم. ایشان برنامههای بسیار، اهداف بلند، وظایف خطیر و بار سنگینی داشتند. هنرمند، آینه است و آینه، کاری جز روایت ندارد. هنرمند، روایتگر عشق است و من از پدرم هیچچیز جز عشق به یاد ندارم. من از ایشان جز اخلاق و عشق هیچچیز دیگری به یاد ندارم.
وی یادآور شد: پدرم در نقاشی، عشقش به اهلبیت(ع) را نشان میداد. کارها و آثار او را نگاه کنید، همه آنها سمفونی است. شما یک کار ۱۰۰متری از او دیدید، من در زمان حیات هزاران هزار کیلومتر از این آثار را به چشم دیدم.
در ادامه، حجتالاسلام قمی، رییس سازمان تبلیغات اسلامی در سخنانی کوتاه بیان کرد: بهعنوان یک طلبه و خادم سیدالشهدا(ع)، حالا که غصهدار ازدستدادن مرحوم صادقی هستیم و روز تشییع او اولین روز ماه محرم و عزاداری حسینی است و عزاداران جامههای مشکیشان را از کمدها درآوردهاند، امیدوارم در این روز ایشان به مهمانی آسمانیان و به کاروان عاشوراییان بپیوندد.
محمدمهدی دادمان، رییس حوزه هنری نیز به خاطرهای از زندهیاد حبیبالله صادقی اشاره کرد و گفت: زندهیاد صادقی بهواسطه رفاقت قدیمی که با پدر بنده داشتند، لطف زیادی به من داشتند و در آخرین دیدارمان میگفتند من میدانم «در رثای سیمرغ تجلی» آخرین کار من و وصیتنامه من است. آقای صادقی از ابتدای کار، پیش از انقلاب تا به امروز با خلق هر اثر هنری جامعه هنری را شگفتزده میکردند. انشاءالله یاد، راه، مکتب فکریشان به همت همه شاگردان و علاقهمندانشان ادامهدار و مستدام خواهد بود.
مصور جلوههایی از زیبایی دین
محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسم وداع با «حبیب هنر ایران» بیان کرد: استاد حبیبالله صادقی، هنرمند ماندگار هنر انقلاب و دفاع مقدس و قلم طلایی هنر ایران، در آستانه ماه محرم تن را در میان زمینیان رها کرد و بر همای جان نشست و از عالم خاک پر کشید تا بال در بال ملائک در پیشگاه معبود ازلی جایگاهی رفیع و مقامی شامخ یابد. وی پای آرمانهای انقلاب اسلامی ایستاد و جلوههایی از زیبایی دین را به زبان تصویر نشان داد. تصویرگر پیشاهنگ جبهه هنری انقلاب و مقاومت و جویبار زلال هنر ایران و انقلاب بود که در آثارش سراسر نبرد تاریکی و روشنایی را بازنمایی میکرد.
وی گفت: مرحوم صادقی توان خود را در راه ثبت حقیقت از منظر ولایت و بیان هنرمندانه آنچه در تاریخ انقلاب اسلامی رقم خورده بود، صرف کرد و جانهای خسته مردمان عصر جدید را با هنر دینی و انقلابی آشنا ساخت. او در میدان بود و در معرکه، «عمارگونه».
اسماعیلی با بیان اینکه مرحوم صادقی زحمات بسیاری در عرصه ترویج فرهنگ و هنر قرآنی کشید، توضیح داد: این هنرمند سینه سپرکرده انقلاب و هنرمندی در تراز انقلاب اسلامی بود که در دوران فعالیت درخشان خود خدمات و زحمات بسیاری در عرصه ترویج فرهنگ و هنر قرآنی کشید و در خلق آثار ماندگار و جاودان همتی وافر گماشت. آثار بیبدیلش، برجوشیده از روحیه انقلابی و ملهم از تعالیم قرآن و سرشار از جسارت، نوآوری و زیبایی بود. او همواره در قامت یک هنرمند انقلابی و دلسوز، از آرمانهای انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن پاسداری کرد.
وفادار به آرمانها تا هنگام وفات
بهمن نامورمطلق، رییس فرهنگستان هنر نیز در این مراسم گفت: حبیبالله صادقی، هنرمند مقاومت و هنرمند مردم است و این را بهخوبی مضامین نقاشیهایش بیان میکند؛ هنرمندی که وقتی خود را شناخت، خود ماند و دیگر نشد. به دور از گروهبازیها و گرهبندیها بود و همه را دعوت به همافزایی میکرد. در دورهای بهصورت همزمان عضو پیوسته فرهنگستان هنر، هنرمند و همکار در حوزه هنری و رییس موزه هنرهای معاصر تهران بود. او به آرمانهایش تا هنگام وفات وفادار ماند؛ آرمانهایی که از اصول فکریاش سیراب میشدند.
وی، حبیبالله صادقی را وارث هنر پرافتخار ایران و الگویی بیسابقه در زمینه هنر مقاومت دانست و تاکید کرد: آن مرحوم وارث رنگهای مانی و سلطان محمد تبریزی، وارث مضامین مردمی کمالالدین بهزاد و رضا عباسی است اما در نقاشی مقاومت خودش الگویی بیسابقه و اسطورهای ماندگار است. او در خلق و نقد، هنر و دانش، معنویت و معرفت، سنت و مدرنیته را با هم پیوند میزد، چنانچه هم استادی با اخلاق و هم نقاشی خلاق به شمار میرفت. قدر زمان را خوب میدانست و سرعت نقاشیهایش با سرعت پرستو در موسیقی برابری میکرد.
رییس فرهنگستان هنر همچنین گفت: وقتی قلمو دست میگرفت، رنگها، آسمان آبی، رودی جاری، ابر و باران، گلی زیبا میشدند، میدان نبرد علیه ظلم، دستان گرهکرده، شهیدی بر روی خاک، مادری رنج کشیده، چهره نوازندهای تنها میشدند. دوستانش خوب میدانند، وقتی پرنده خیالش به پرواز درمیآمد دفترچهها، بومها حتی دیوارها فضا کم میآوردند. نامورمطلق درباره اثر «در رثای سیمرغ تجلی» که آخرین کار او بود و نیمهکاره ماند، گفت: دو سال پیش، زمانی که دیگر آثار کوچک راضیاش نمیکرد، همه اندوختهها و تجربههای گرانقدر خود را جمع کرد تا یک اثر بزرگ خلق کند، گویا حس میکرد فرصت زیادی برایش باقی نمانده و باید شاهکار زندگیاش را بیافریند. میگفت اثری به مساحت ۱۰۰متر اما همه میدانستیم که عدد صد نمادین است مانند ۱۰۰میدان خواجه عبدالله انصاری. او درواقع قصد داشت روایت مقاومت حماسی مردم ایران را به تصویر بکشد اما مضمون اصلی او شهیدسلیمانی بود، در زیرزمین موزه فلسطین فرهنگستان هنر چند صد روز و چند هزار ساعت وقت برای آن گذاشت.
وی گفت: میدانید در عالم هنر اگر هنرمند از اثرش دل بکند، دیگر نمیتواند بعد کار کند. سنتی در گذشته بود که وقتی هنرمندان ما اثری فاخر را در دست میگرفتند وقتی میخواست تمام شود کار نیمهکارهای را به دست میگرفتند، چراکه وقتی کار تمام میشد زندگی ظاهری آنها با کار تمام میشد. حبیب عزیز ما با این کار همه وجودش را گذاشت و او با کار تمام شد و آنچه را باید در این عالم انجام میداد، انجام داد.















