sobhe-no.ir
2343
سه شنبه، ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
1
از موقعیت متزلزل آمریکا پس از شکست های تحقیرآمیز آمریکا

ترامپ با دست خالی به پکن می رود

ترامپ؛ از شعار آزادی تا جسارت الحاق

ونزوئلا ایالت ۵۱ ام آمریکا!

تصویری از سخنگوی کاخ سفید در حال به آغوش کشیدن نوزادش، در مقایسه با جنایت میناب واکنش‌برانگیز شده است

یک قاب نفرت‌انگیز از مادری

فاطمه ترکاشوند

ترامپ اگر واقعا به دنبال توافق است، چه باید بکند؟

پریشان و آشفته

محبوبه نیاورانی/ سردبیر

صبح نو

تصویری از سخنگوی کاخ سفید در حال به آغوش کشیدن نوزادش، در مقایسه با جنایت میناب واکنش‌برانگیز شده است

یک قاب نفرت‌انگیز از مادری

فاطمه ترکاشوند



«شخصی، سیاسی است»؛ شاید فمینیست‌های تندروی دهه هشتاد میلادی هرگز فکر نمی‌کردند روزی بیاید که دیگر نه تنها هیچ نیازی به جنگیدن برای اثبات این گزاره نداشته باشند بلکه جهان، به‌روشنی روز، با هر تجربه مادرانه‌ای در سراسر جهان، از غزه گرفته تا میناب و تا درون کاخ سفید، این جمله را زیست، و در بدیهیات روزمره مبارزه و مقاومت، فهم کند. انتشار عکسی شخصی توسط کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید به مناسبت روز مادر، قرار بود فقط نمایشی از زندگی استاندارد آمریکای راست و محافظه‌کار باشد که خانواده و مادری و ارزش‌های اخلاقی مسیحی را ارج می‌نهد اما آن‌ها فراموش کرده بودند که حتی نمایش اخلاق هم به چیزهایی بیشتر از انتشار داده‌های دست‌چین‌شده از زندگی شخصی نیاز دارد وقتی هنوز دو ماه هم از واکنش مزورانه‌ات درباره حمله به یک مدرسه ابتدایی و کشتار بیش از 100 کودک بی‌گناه نگذشته باشد.

سیاست سرپوش گذاشتن و به فراموشی سپردن از طریق سکوت و ایجاد ابهام، از همان لحظه ابتدایی انتشار خبر حمله به مدرسه «شجره طیبه» میناب توسط کاخ سفید استارت خورد اما باز هم عدم‌تعادل عقلی دونالد ترامپ، اجازه نداد انسجام سیاست رسانه‌ای، دروغگوی خوبی از کاخ سفید بسازد. مواضع پراکنده و باری به هر جهت ترامپ و سایر اعضای کابینه‌اش نشان می‌داد که دولت ایالات متحده، این بار اعتماد به نفس درستی برای دروغ و فریب ندارد و فقط توانسته است مواضع سایر متحدانش در دولت‌های اروپایی و قدرت‌های جهان را با خود هماهنگ کند.

ترامپ 7 مارس و در حالی که حمله توسط موشک تاماهاوک اثبات شده بود، در پاسخ به سوال خبرنگاران در هواپیمایش اظهار کرد: «به نظر من بر اساس چیزهایی که دیده‌ام، این کار ایران بوده است. آن‌ها در استفاده از مهمات‌شان بسیار بی‌دقت هستند. اما همان روز، هگست، وزیر جنگ او در واکنشی محافظه‌کارانه‌تر تنها به گفتن «در حال بررسی موضوع هستیم» بسنده کرد.

دو روز بعد، پس از آن که رسانه‌ها با هجمه‌ای گسترده، حاشا کردن انحصار مالکیت تاماهاوک توسط آمریکا را توسط ترامپ تمسخر کردند، با تغییر فاحش موضع خود دوباره گفت: «ممکن است ایران یا کس دیگری این کار را کرده باشد» و با فرار به جلو تصریح کرد: «کشورهای زیادی، تاماهاوک دارند، حتی ایران».

مادر نمونه این روزهای آمریکا هم همان روز در نشست خبری کاخ سفید اذعان کرد «تا جایی که می‌دانیم آمریکا این حمله را انجام نداده است. وزارت جنگ در حال تحقیق است». فردای آن روز، ترامپ با موضعی که عقب‌نشینی آشکاری را نشان می‌داد گفت: «اطلاعات کافی ندارم اما با هر نتیجه‌ای که تحقیقات آمریکا اعلام کند کنار می‌آیم».

کلیدواژه‌هایی که همگی مبتنی بر تولید تردید و ابهام بودند، هنوز پس از دو ماه، نه تنها به نتیجه نرسیده بلکه حتی همان مقدار هم به فراموشی سپرده شده‌اند. این درحالی است که دستگاه اطلاعات نظامی آمریکا، برای هیچ مورد تحقیقاتی از این دست حتی در مورد سایر کشورها به بیش از سه روز زمان نیاز ندارد. موضوعی که در مورد هواپیمای اوکراینی، به عینه و به سرعت اتفاق افتاد.

حالا پس از مسئله انحصار موشک تاماهاوک استفاده شده در حمله به مدرسه میناب توسط آمریکا، و انبوه شواهد میدانی باقی‌مانده در محل فاجعه، باید خود این دروغ‌گویی و سکوت و اطناب و باری‌به‌هرجهت بودن مواضع مقامات آمریکایی را شاهد قطعی دیگری بر این جنایت جنگی دانست. درست همان چیزی که مادری کارولین لویت را در مرکز واکنش‌ها نسبت به یک مسئله سیاسی و در واقع یک جنایت جنگی قرار می‌دهد. درواقع آمریکا نمی‌داند که پس از اعتراف چطور باید این جنایت کثیف را با تصویر اخلاق‌مدار و معصومانه و مادرانه جمع و خود را در میان افکار عمومی ایالات متحده، توجیه کند بنابراین مسئله را تا جای ممکن زیر سایه این سوال نگه می‌دارد: چه کسی مدرسه دخترانه میناب را هدف قرار داد؟
بنابراین مسئله فقط خود حمله نیست؛ بلکه نوع مواجهه با آن است. در بسیاری از بحران‌های مشابه، دولت‌های غربی معمولا از موضع اخلاقی و حقوق بشری، خواهان تحقیقات فوری، شفافیت و پاسخگویی می‌شوند. اما در پرونده میناب، آنچه دیده شد بیشتر شبیه یک «مدیریت فرسایشی حقیقت» بود؛ یعنی کش دادن زمان، مبهم نگه داشتن روایت و سپردن ماجرا به فراموشی تدریجی افکار عمومی.این همان نقطه‌ای است که انتشار تصاویر مثلا احساسی روز مادر برای سخنگوی کاخ سفید، واکنش‌برانگیز می‌شود. نه به این دلیل که یک مقام سیاسی نباید زندگی شخصی یا خانوادگی داشته باشد، بلکه به این خاطر که افکار عمومی به‌طور طبیعی میان این تصاویر و سکوت طولانی درباره مرگ دختران مدرسه میناب، نوعی تناقض اخلاقی می‌بیند. چگونه می‌توان از مادرانگی، امنیت کودکان و ارزش خانواده سخن گفت، اما درباره کشته‌شدن کودکان در یک مدرسه، ماه‌ها در وضعیت «در حال بررسی» باقی ماند؟

در واقع، ماجرای میناب فقط یک پرونده نظامی نیست؛ مسئله‌ای رسانه‌ای و روایی هم هست که عدم کنترل آن مستقیما می‌تواند امنیت ملی آمریکا را تحت تاثیر قرار دهد. در عصر شبکه‌های اجتماعی، دولت‌ها دیگر فقط با حقیقت ماجرا مواجه نیستند، بلکه با سرعت گردش تصاویر، احساسات و حافظه عمومی هم درگیرند. به همین دلیل است که گذشت زمان، خود به یک ابزار سیاسی تبدیل می‌شود. هرچه فاصله از حادثه بیشتر شود، احتمال فروکش کردن حساسیت افکار عمومی هم بیشتر می‌شود. سکوت طولانی، در چنین شرایطی، فقط فقدان پاسخ نیست؛ بخشی از راهبرد کنترل بحران است.

اما مشکل اینجاست که جهان امروز، جهان فراموشی کامل نیست. تصاویر مدرسه، روایت بازماندگان و تناقض‌های موجود در اظهارات رسمی همچنان در حافظه شبکه‌های اجتماعی زنده می‌مانند. درست همان‌طور که تصاویر روز مادر سخنگوی کاخ سفید بارها بازنشر شد، تصاویر میناب هم از حافظه دیجیتال حذف نمی‌شود.

و شاید مسئله اصلی دقیقاً همین باشد: در عصر روایت‌های همزمان، دیگر نمی‌توان تصویر شخصی «مادرانگی» را از تصویر «کودکان کشته‌شده» جدا کرد. تصویری که اساسا یکی دیگر از ابزارهای رسانه‌ای تدبیرشده برای کنترل سیاسی افکار عمومی جهانی است که باید به جای قرار دادن «حقیقت جنایت میناب» در چارچوب‌های اخلاقی‌اش، یک قاب از یک سخنگوی دولت زن درحال به آغوش کشیدن فرزندش را معیار اخلاق بداند و آلبوم انسانیت خود را به جای پر کردن با تصاویر گورستان‌های کودکان غم‌زده غزه و میناب، با کودکان آرام و شیک کارولین لویت، قاب‌بندی کند. اما آنان هنوز انسان را نشناخته‌اند؛ انسانیت، فریب‌دادنی و دیکته‌کردنی نیست.

captcha
شماره‌های پیشین