sobhe-no.ir
2345
شنبه، ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
1

تصاحب اورانیوم برای نمایش رسانه‌ای!

محبوبه نیاورانی/ سردبیر

سفر پر سروصدای رئیس‌جمهور آمریکا به چین بدون دستاورد به پایان رسید

رو به افول

رهبر انقلاب در پیامی از هنرمندان خواستند که حماسه‌ حضور و دفاع و پیروزی مردم را همچون شاهنامنه فردوسی به تصویر بکشند

بعثــت هنرمندان

مواضع دوپهلو برای زمانی که فستیوال‌ها به جای سینما، بیانیه سیاسی بخواهند

داستان‌های موازی فرهادی

فاطمه ترکاشوند

واکنش های گسترده به اقدام بی سابقه ستاره بارسا در جشن قهرمانی

سایه فلسطین بر جشن بارسلونا

صبح نو

تصاحب اورانیوم برای نمایش رسانه‌ای!

محبوبه نیاورانی/ سردبیر



یکی از ویژگی‌های بارز دونالد ترامپ در عرصه سیاست، تغییر مکرر مواضع و اظهارات متناقض او در قبال مسائل گوناگون است. این الگو را نه تنها در سیاست خارجی و مسائل بین‌المللی مانند جنگ علیه ایران و جنگ تعرفه‌ها، بلکه در عرصه داخلی نظیر قانون مهاجرت به وضوح می‌توان مشاهده کرد. ترامپ مانند یک توپ مخرب، نظم بین‌المللی را ویران می‌کند و بدون توجه به عواقب آن، به این سو و آن سو می‌چرخد.

ترامپ فاقد استراتژی‌های منسجم، برنامه‌های عملی و اهداف محکم است و در یک سردرگمی و آشفتگی قرار دارد. او نمی‌تواند براساس یک پلن مشخص جلو برود چرا که هر بار سیاست‌هایش با در بسته مواجه و مجبور می‌شود از تصمیم قبلی خود عقب‌نشینی کند.
ترامپ درحالیکه ادعا می‌کند که به پیروزی‌های پوچ دست یافته و توان هسته‌ای یا توان نظامی، دریایی و موشکی ایران را نابود کرده که پیوسته از لزوم نابودی دوباره همان توانایی‌ها سخن می‌گوید. این تناقض آشکار نه یک تاکتیک چانه‌زنی، بلکه بازتابی از سردرگمی تحلیلی است.

او درحالیکه دائما بر خروج اورانیوم از ایران تاکید داشت حالا می‌گوید خروج اورانیوم فقط برای «فیک‌نیوز»ها مهم است. ترامپ با شبکه خبری فاکس‌نیوز ضمن اشاره به مخاطرات ارسال نیرو به داخل ایران برای تصاحب اورانیوم غنی‌شده ایران آن را اقدامی غیرضروری دانسته که تنها ممکن است کاربرد تبلیغاتی داشته باشد و به درد «فیک‌نیوز» بخورد. او در عین حال در بخش دیگری از همین مصاحبه گفته که ترجیح خودش تصاحب این مواد هسته‌ای است، اگرچه در جای دیگر با بیان اینکه ایالات متحده این مواد را تحت نظر دارد ضرورت چنین اقدامی را زیر سوال برده است. این اظهارات خود، نمایی از سرگشتگی عملی است. ترامپ در سخنانش اعتراف می‌کند که اورانیوم را برای نمایش سیاسی می‌خواهد و نه یک ضرورت راهبردی.

ترامپ پس از یک سری شکست‌ تحقرآمیز در برابر ایران، به شدت به دنبال یک موفقیت دیپلماتیک برای افتخار در داخل کشور است. او که جدیت ایران را هم در میدان نظامی و هم دیپلماسی دیده است دائما مجبور به عقب‌نشینی‌های مکرر و تغییر موضع شده است.

امید ترامپ به سفر چین بود که بتواند چین را حداقل در موضوع تنگه هرمز علیه ایران با خود همراه سازد. اما «شی» می‌داند که جنگ با ایران به شدت در بین آمریکایی‌ها منفور است و ترامپ به دلیل جنگش با ایران، مسئولیت افزایش جهانی قیمت انرژی، غذا و دارو را بر عهده دارد و متحدان اروپایی نیز کمک و پیوستن به این جنگ حتی برای بازگشایی تنگه هرمز خودداری کرده‌اند. همچنین ترامپ در دستیابی به پیروزی‌های نظامی شکست خورده و دوبار عملیات آزادی تنگه او با شکست مواجه شده است. همین موضوعات کافی است تا جدای از رابطه تهران و پکن، چینِ محافظه‌کار را با این رقیب دیریه‌اش همراه نسازد. علاوه براین ایران نیز همزمان با ترامپ با پکن، با موافقت برای عبور نفتکش‌های چینی، به صورت پیش‌دستانه توانایی ترامپ برای چانه‌زنی با چین بر سر باز کردن تنگه را خنثی کرد.

حال ترامپ باید با واقع گرایی بیشتری نسبت به ایران تصمیم بگیرد. او پیش از این گزینه نظامی و محاصره را آزموده است. علاوه بر ترور مقامات و تحریم های 40 ساله، نه اسنپ بک و نه محاصره و نه جنگ ایران را تسلیم خواسته‌های آمریکا نمی‌کند. حالا نوبت اوست که رفتار خود را تغییر دهد و بیش از این برای خواسته‌های نتانیاهو خود را به یک رهبر سرخورده و شکست خورده تبدیل نسازد.

ترامپ باید زودتر از این از مخمصه‌ای که خود را گرفتار کرده رها شود. دستور کار جهانی و بین‌المللی مانند جام جهانی برای او مهمتر است. ترامپ باید از گذشته عبرت بگیرد و آینده را بسازد. همچنانکه صدراعظم آلمان گفته «آمریکا دیگر سرزمین فرصت‌ها نیست». ترامپ با حمله به ایران تمام رویاهای خود و رای دهندگانش را نابود کرد.

آن چیزی که میان ایران و امریکا قرار دارد پلی از بی‌اعتمادی است. بی‌اعتمادی که از رفتار خصمانه آمریکا نسبت به ایران طی سالیان متمادی شکل گرفته است. ایران چند بار به آمریکا اعتماد کرد و پای میز مذاکره رفت، حالا بعد از یک جنگ 40 روزه هرگز امریکا نمی‌تواند همان خواسته‌های قبل از جنگ را از ایران داشته باشد. یک توافق واقع‌گرایانه می‌تواند به‌جای خیال‌پردازی «نابودی توان هسته‌ای»، بر نظارت، شفافیت و رفع تحریم‌ها متمرکز شود تا هرچه زودتر با یک توافق مطلوب منطقه روی آرامش ببیند.

ترامپ دیگر گزینه‌های زیادی پیش رو ندارد، یا با یک تصمیم احمقانه، منطقه و اقتصاد جهانی را به آتش می‌کشد، یا با یک توافق واقع‌گرایانه خود را از باتلاق جنگ با ایران نجات می‌دهد و از ضرر بیشتر به اقتصاد آمریکا و جهان جلوگیری می‌کند. انتخاب با اوست؛ اما همان‌طور که تجربه نشان داده، تداوم تناقض‌گویی و فقدان استراتژی، جز سرخوردگی و شکست دستاوردی نخواهد داشت.

captcha
شماره‌های پیشین