فرصتی برای بازتعریف مرزهای همکاری با آژانس
در آستانه نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی (۱۸ تا ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ / ۸ تا ۱۲ ژوئن ۲۰۲۶)، آمریکا با همراهی سه کشور اروپایی عضو برجام (E3) در حال رایزنی برای تصویب قطعنامهای است که ایران را به ارائه توضیح درباره وضعیت تأسیسات هستهای آسیبدیده، ذخایر اورانیوم غنیشده و اعطای دسترسی فوری به سایتهای هستهای فرامیخواند. این اقدام در حالی صورت میگیرد که حملات نظامی گسترده آمریکا و اسرائیل در جریان «جنگ رمضان»، زیرساختهای هستهای تحت نظارت آژانس را هدف قرار داده، اما آژانس و شخص مدیرکل آن، رافائل گروسی، بهطور سیستماتیک از محکومیت این حملات خودداری کردهاند.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی روز دوشنبه نخستین ارزیابی خود از برنامه هستهای ایران بعد از جنگ رمضان را در آستانه این نشست منتشر کرد. خبرگزاری رویترز که نسخهای از این گزارش را مشاهده کرده، گزارش داد که ارزیابی آژانس حاکی از آن است که برآوردهای پیشین این نهاد درباره توانمندیهای هستهای ایران بهرغم بمبارانهای سنگین ماههای گذشته، دستخوش تغییر اساسی نشده است. مسئلهای که ادعاهای مکرر دونالد ترامپ مبنی بر «نابودی کامل زیرساختهای هستهای ایران» را بیش از پیش زیر سؤال میبرد. در این گزارش، مدیرکل آژانس با تکرار ادعاهای گذشته، خواستار تشریح وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران شده است. در بخش دیگری از گزارش، آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواستار دسترسی فوری بازرسان خود به بیش از دوازده سایت هستهای در ایران شده است. مقامهای ایران پیش از این تصریح کردهاند که اطلاعاتی که در اختیار آژانس اتمی قرار گرفته، ممکن است برای هدف قرار گرفتن تاسیسات هستهای ایران مورد استفاده قرار گرفته باشد. مدیرکل آژانس تاکنون از محکوم کردن حملات آمریکا و اسرائیل به تاسیسات هستهای تحت نظارتش در ایران خودداری کرده است.
تصویب این قطعنامه را باید نه یک گام فنی، که یک نقطه عطف سیاسی در تنش هستهای ایران قلمداد کرد. اگر شورای حکام قطعنامهای را با محوریت اختلال ایجادشده در فعالیتهای پادمان تصویب کند، اما منشأ آن اختلال یعنی «حمله نظامی به تأسیسات تحت پادمان» را محکوم نکند، عملاً اصل مصونیت تأسیسات هستهای صلحآمیز را به رویهای مشروط و شکننده تبدیل و این پیام را مخابره میکند که هر کشوری میتواند تأسیسات تحت نظارت آژانس را بمباران کند و سپس همان آژانس، قربانی را به دلیل «فقدان دسترسی» و «از دست رفتن پیوستگی دانش» بازخواست نماید.
رفتار دوگانه اروپا
پیش از «جنگ ۴۰ روزه رمضان»، کشورهای اروپایی، حمله نظامی آمریکا به ایران را «غیرضروری»، «پرمخاطره» و «بینتیجه» توصیف میکردند. اگر اروپا با آمریکا در تصویب این قطعنامه همراه شود، عملا استقلال دیپلماتیک خود را به واشنگتن واگذار کرده است. آنها با حمایت از قطعنامهای که شرایط تحمیلی به ایران را تشدید میکند، همان آتشی را روشن میکنند که پیشتر نسبت به پیامدهای آن هشدار داده بودند. آتشی که البته خود بیشتر در آن خواهند سوخت و امنیت انرژی این قاره در خطر قرار خواهد گرفت.
فرصتی برای بازتعریف مرزهای همکاری با آژانس
قطعنامه شورای حکام در فضایی به رأی گذاشته میشود که اصول بنیادین نظام پادمان آژانس یعنی بیطرفی، مصونیت تأسیسات و تفکیک منشأ اختلال، پیشاپیش قربانی ملاحظات سیاسی شده است. تصویب قطعنامه جدید، این پیام را تثبیت میکند که شفافیت بیشتر مساوی است با آسیبپذیری بیشتر. بنابراین تصویب چنین قطعنامهای نهتنها امکان، بلکه انگیزه راهبردی ایران برای حرکت به سمت ابهام هستهای را به شدت افزایش میدهد. تهران پیشتر نیز نشان داده که تعهد به پروتکل الحاقی و بازرسیهای ویژه را مشروط به نبود تهدید نظامی میداند. از سویی دیگر، فشار سیاسی در شورای حکام، بهانه لازم را به تصمیمسازان در تهران برای تجدیدنظر در دکترین هستهای میدهد؛ نه الزاما به معنای اعلام تولید سلاح، بلکه به معنای پیگیری سیاستی که در آن «ظرفیتها» و «محل نگهداری مواد» از دید دشمن پنهان بماند. تصویب این قطعنامه، ضمن آنکه کمکی به حل ابهامات فنی نمیکند میتواند سرآغاز بازتعریف مرزهای همکاری هستهای باشد.














