بندهای کلیدی توافق اسلامآباد
دیروز مقامات ایران، آمریکا و پاکستان بهعنوان میانجی، از نزدیکی به یک تفاهم برای پایان جنگ خبر دادند. سید عباس عراقچی در این زمینه تأکید کرد: «تفاهمنامه اسلامآباد هیچگاه تا این اندازه به نهایی شدن نزدیک نبوده است.» این موضوع، راز پشت پرده حملات اخیر آمریکا علیه ایران را فاش میکند؛ واشنگتن این حملات کور و بیدستاورد را صرفاً برای اعمال فشار بیشتر بر تهران طراحی کرده بود. همزمان، هیأت قطری به عنوان نماینده آمریکا در تهران تلاش میکرد با رویکردی دیپلماتیک، ایران را به عقبنشینی از برخی خواستههایش وادارد. اما فشارهای سیاسی و نظامی کارساز واقع نشد و ایران بدون کوتاه آمدن از دیدگاههای خود، در نهایت طرف مقابل را به پذیرش مفاد پیشنهادی خود مجبور ساخت.
در این متن خواسته اصلی ایران که نوعی مذاکره دو مرحله ای یا دارای شروط بود، تامین شده است. به نحوی که ایران در ابتدا پولهای بلاک شده، ویور نفت، رفع محاصره و پایان جنگ را دریافت میکند تا در صورت بدعهدی طرف مقابل پس از 60 روز یا میانه مذاکرات منافع ایران دریافت شده باشد. در عین حال ایران در ازای دریافت این موارد، گفتوگوی هسته ای را هم به ایام 60 روز احاله داده است. درواقع اگر طرف مقابل در این 60 روز به تعهدات خود عمل نکند از مذاکره مرحله دوم که مذاکره هستهای است خبری نخواهد بود.
بند اول این تفاهم درباره «آتش بس» است. پایان جنگ در همه جبههها از جمله لبنان که خواسته اصلی جمهوری اسلامی بود در این متن مورد توجه قرار گرفته است. از آنجا که حزبالله لبنان به عنوان متحد ایران وارد جنگ رمضان شد، ایران با آوردن موضوع آتشبس با حزبالله در میز اسلامآباد تفکیک حوزه ایران از حزبالله را نپذیرفت و اکنون هم وارد یک پایان جنگ در همه جبههها میشود.
بند دیگر درباره تعهد آمریکا به عدم مداخله در امور داخلی ایران و احترام به حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است. عدم دخالت در مسائل داخلی ایران می تواند ضربه سختی به اپوزیسیون وارد کند.
اما ویور نفت در زمان 60 روزه یکی از آوردههای مهم ایران در این متن است. با این اتفاق، تحریم نفتی ایران در 60 روز برداشته میشود و میتوان انتظار درآمد بیش از ده میلیارد دلاری داشت که در کنار پولهای آزاد شده، از دستاوردهای اقتصادی این متن خواهد بود. از سوی دیگر، با رفع محاصره دریایی و طرح های بازسازی ایران حداقل به مبلغ ۳۰۰ میلیارد دلار توسط آمریکا و متحدانش، می تواند از امتیازهای این متن باشد.
خروج نظامیان آمریکایی از اطراف ایران از دیگر نکات مهم این متن است که علاوه بر آن نباید نیرو و تجهیزات نظامی جدید نیز در این 60 روز وارد منطقه کند. از دیگر دستاوردهای این تفاهم خارج شدن مسئله موشکی و فعالیت منطقهای ایران از موضوع مذاکرات است.
نهایی شدن توافق با قطعنامه شورای امنیت یکی از تضامین حقوقی توافق است. که موضوعاتی مانند تحریمهای سازمان ملل( فصل هفت) و اسنپ بک را پایان میدهد. این موضوع هرگز به این معنی نیست که ایران به این تضمین بسنده کرده است بلکه این تضمین خود آورده حقوقی برای ایران دارد.
این توافق به گونهای نوشته شده است که اگر در این 60 روز طرف مقابل به تعهداتش پایبند نبود و اگر به هر دلیلی این تفاهم بهم خورد، ایران ضرری نکرده است. در این 60 رو توانسته به بخشی از دارایی های بلوکه شده خود دسترسی پیدا کند، بدون تحریم نفت بفروشد و با احیای توان نظامی و از سرگیری رایزنیهای دیپلماتیک هزینه هر نوع تجاوز مجدد و بدعهدی را بالا ببرد. درواقع کسانیکه این تفاهم را با برجام مقایسه میکنند در یک خطای راهبردی هستند. برجام، مذاکره برای پرونده هستهای ایران بود و تفاهمنامه اسلامآباد اساسا یک تفاهمنامه برای «پایان جنگ» است.
در واقع این توافق، نوعی مذاکره مرحله به مرحله و دارای شروط است. به نحوی که در مرحله اول، ایران در ابتدا آوردههایی را دریافت میکند و زمانیکه اراده طرف مقابل در پایبندی به دیپلماسی و عمل به تعهداتش ثابت شد، ایران در مرحله بعدی به گفتوگوی هستهای مینشیند. در واقع تا بندهایی از توافق اجرایی نشود، مذاکره وارد مرحله دوم نخواهد شد. منطق حاکم بر مذاکرات کنونی «گام به گام و اقدام در برابر اقدام» است. این شیوه، تفاوت بنیادین با برجام دارد؛ جایی که ایران پیش از دریافت تضمینهای عملی، اقدامات داوطلبانه و فراتر از NPT انجام داد. اما امروز، تا کسب امتیاز عینی هیچ گامی از سوی ایران برداشته نخواهد شد. ساختار «گامبهگام» به ایران اجازه میدهد در صورت هرگونه بدعهدی، بلافاصله اقدام متقابل انجام دهد.عصبانیت ترامپ از انتشار بندهای این یادداشت تفاهم توسط رسانهها، تا جائی بود که او مدعی شد اخبار منتشرشده «دروغ» است. عصبانیت ترامپ و انتقادهای شدید طرفدارانش نشان میدهد که توافق مذکور تا چه اندازه به سود ایران است. دونالد ترامپ انتظار داشت رویاهای خود را به عنوان بندهای توافق به رسانهها بفروشد و با روایتسازی انحصاری خود از روند پایان جنگ یک پیروزی بسازد.
با این همه، اما سابقه بدعهدی امریکا و سیاست خصمانه آن علیه ایران، دیواری از بیاعتمادی نسبت به این کشور ساخته است و همین موضوع امکان رسیدن به تفاهم و توافق نهایی را با چالشهای جدی روبهرو کرده است. اما امروز برگ برنده ایران، اتحاد راهبردی سه ضلع
«میدان، دیپلماسی و مردم» است که هزینه هرگونه بدعهدی احتمالی را برای دشمن به شدت افزایش میدهد.














