غریب ما، همسایه مرگ
حالا پس از شهادت است که گاهی میتوان برخی آدمها را شناخت؛ کسانی که سالها در کنار ما زندگی کردهاند، برای امنیت این سرزمین جنگیدهاند و تصمیم گرفتهاند دیده نشوند. آدمهایی که نه فقط نامشان برای افکار عمومی ناآشنا بوده، بلکه حتی تصور نمیکردیم چه حجم عظیمی از مسئولیتها و فداکاریها بر دوش آنان قرار داشته است. سردار شهید حاج ابوالفضل نیکویی، معروف به «حاج یونس»، یکی از همین چهرههاست؛ فرماندهای که بسیاری از مردم تا پیش از شهادتش حتی نام او را نشنیده بودند.
مستند «در همسایگی مرگ» که نخستین و تاکنون تنها پرتره مستند از زندگی این فرمانده شهید به شمار میرود، اثری خوشساخت، پرکشش و جذاب از آب درآمده است. هرچند بخشی از موفقیت فیلم به تدوین خوشریتم و حرفهای، استفاده از آرشیوهای کمتر دیدهشده، مصاحبه با چهرههای خوشبیان و جذاب و در مجموع فرم سنجیده اثر بازمیگردد، اما بدون تردید ستاره اصلی فیلم شخصیتی است که مخاطب در طول روایت، آرامآرام با لایههای پنهان و ناگفته زندگی او آشنا میشود.
شخصیتی که از کودکی به زندگی نظامی علاقه دارد اما در جبههها هیچ دوربینی نیست که از مقابل آن کنار برود. شهیدی که دیدهشدن را دوست دارد و حتی نام مستعارش را نیز از یکی از شخصیتهای یک سریال تلویزیونی با بازی یکی از ستارههای سینمای ایران انتخاب میکند. اما همین فرد، در نقطه عطفی که مستند آن را آرام و ساده روایت میکند، اما در واقع بسیار بزرگ و سرنوشتساز است، مسیر زندگی خود را تغییر میدهد و به پدیدهای کمنظیر در جبهه سوریه بدل میشود؛ فرماندهای که در کنار سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، چنان جایگاهی پیدا میکند که برای سالها عملاً جایگزینی برای او متصور نبود.
حاج یونس، مرد خوشتیپ، چهارشانه و خوشپوشِ ردههای آموزشی سپاه، در لحظهای بسیار ساده و در گفتوگویی با خود، به این نتیجه میرسد که باید این «خود» را کنار بگذارد و در مسیری بزرگتر از خویش حل شود. همان راهی که بسیاری از شهدا پیمودند تا مهمترین شرط شایستگی شهادت را در خود محقق کنند.
مستند، روایت سیال و هدفمند خود را با چندین نقطه عطف بهجا و بهیادماندنی پیش میبرد و دوستان، همرزمان، آشنایان و اعضای خانواده شهید را در نظمی معقول، از دایرههای دورتر به نزدیکتر، کنار هم قرار میدهد تا مخاطب نیز به تدریج به سوژه نزدیک شود. کارگردان از این منظر حتی حاج یونس را از دریچه نگاه کسانی در سطح و تراز خود او به نمایش میگذارد و نسبت او با حاج قاسم را به یکی از مهمترین پنجرههای شناخت شخصیت اصلی تبدیل میکند.
در این میان، برشهایی از گفتوگوهای آرشیوی خود حاج یونس نیز به روایت جان تازهای میبخشد. روایت از تأثیر او در جنگ سوریه آغاز میشود و آرامآرام به عمیقترین لایههای درونی شخصیتش میرسد تا جایی که مخاطب با بیماری دشواری آشنا میشود که بر اثر سالها استرس ناشی از فرماندهی عملیات اطلاعاتی در جبهه سوریه به آن مبتلا شده بود. بیماریای که در سالهای پایانی زندگی، آرزوی او را برای شهادت پررنگتر کرده بود؛ اینکه به جای مرگ طبیعی روی تخت بیمارستان، در میدان نبرد به دیدار خدا برود. بخشی از روایت که بدون تردید حضور و روایت ابراهیم حاتمیکیا در آن، عمق احساسی ویژهای به فیلم بخشیده است.
«در همسایگی مرگ» پرترهای جذاب با روایتی روان و زنده است؛ روایتی که در تمام دقایق با مخاطب تعامل میکند و این چابکی را تا واپسین لحظات حفظ میکند. مستندی درباره مردی که از کودکی در همسایگی مرگ زیست و سرانجام به آنچه بسیاری آرزویش را دارند و اندکی به آن میرسند، دست یافت؛ مدال بهترین شیوه رفتن.














