دستاورهای نظامی در صحنه دیپلماسی تثبیت شد
حنیف غفاری، تحلیلگر سیاست خارجی، در گفتوگو با صبح نو با اشاره به تفاهم نامه اسلام آباد اظهار کرد: در بررسی تحولات پس از پایان جنگ و تفاهمات، بهوضوح شاهد تغییر موازنه و به تعبیر دقیقتر، تغییر معادلات راهبردی منطقه هستیم. در این میان باید توجه داشت که جمهوری اسلامی ایران هم در میدان جنگ سخت و هم در عرصه جنگ نرم و دیپلماسی توانست معادلات را به سود خود تغییر دهد و دشمن را با واقعیتی جدید مواجه کند.
وی افزود: موفقیت جمهوری اسلامی ایران را امروز هم در متن تفاهمات شکلگرفته و هم در واقعیتهای میدانی مشاهده میکنیم. به بیان روشنتر، سیاست خارجی ایران و ساختار تصمیمگیری کشور توانست دستاوردهای میدانی حاصل از جنگ را به سرمایهای راهبردی در عرصه دیپلماسی تبدیل کند.
غفاری گفت: منظور از این مسئله آن است که دستاوردهای میدان صرفاً در عرصه نظامی باقی نماند، بلکه در صحنه دیپلماسی نیز تثبیت شد و به یک چارچوب مؤثر تبدیل گردید. البته هنوز مسیر طولانی در پیش است و آمریکا و رژیم صهیونیستی همچنان همان ماهیت، رفتار و رویکرد عهدشکنانه گذشته را دارند، اما در مقطع کنونی جمهوری اسلامی ایران موفق شده است مطالبات، خواستهها و خطوط قرمز خود را در معادلات منطقهای تثبیت کند و این خود یک امتیاز مهم و حتی فراتر از آن، یک تغییر موازنه محسوب میشود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل افزود: جنگ اخیر و رخدادهایی که پس از آن در عرصه دیپلماسی کشور در حال شکلگیری است، نقطه آشکارساز برتری نوین ایران و همچنین نشانهای از نقشآفرینی مؤثر جمهوری اسلامی در شکلدهی به نظم جدید منطقهای خواهد بود.
وی درباره نقش مردم در این روند اظهار کرد: ما با سه مؤلفه اصلی یعنی میدان، دیپلماسی و خیابان مواجه بودیم. از نگاه من، خیابان صرفاً پشتوانه میدان و دیپلماسی نبود، بلکه نقطه اتصال این دو حوزه به شمار میرفت. نقش حمایتهای مردمی از رزمندگان در عرصه جنگ سخت و همچنین اعتماد عمومی به دیپلماتهای کشور در میدان جنگ نرم، موجب شد این پازل به شکلی کامل تکمیل شود.
غفاری ادامه داد: در حقیقت، همین همافزایی میان مردم، میدان و دیپلماسی باعث شد معادله بهدرستی شکل بگیرد و نتایج مطلوب حاصل شود. این تجربه نشان داد که اگر جنگ سخت و جنگ نرم، یعنی میدان و دیپلماسی، از طریق حلقه اتصال مردم به یکدیگر پیوند بخورند، کشور به قدرت بازیسازی و قدرت خلق منظومههای راهبردی دست پیدا میکند.
وی افزود: این تجربه صرفاً یک درس برای ایران نیست، بلکه در حوزه روابط بینالملل نیز قابل توجه است. این رخداد نشان داد که چگونه ارکان و اضلاع مختلف یک مجموعه، زمانی که به جای همپوشانی صرف به مرحله همافزایی برسند و یکدیگر را تکمیل کنند، میتوانند هندسه جدیدی را به نفع منافع آن بازیگر شکل دهند.
این تحلیلگر سیاست خارجی در پاسخ به این پرسش که ایران چگونه میتواند ضمن پیگیری مسیر دیپلماسی، آمادگی دفاعی و بازدارندگی خود را نیز حفظ کرده و از دستاوردهای بهدستآمده صیانت کند، گفت: نکته بسیار مهم، موضوع بازدارندگی است. واقعیت این است که معادله بازدارندگی تازه در منطقه و حتی در نظام بینالملل وارد مرحله جدیدی شده است.
وی تصریح کرد: اکنون در حال بازتعریف و خلق یک منظومه راهبردی جدید هستیم؛ منظومهای که به دنبال آن بسیاری از معادلات منطقهای در ابعاد مختلف تغییر خواهد کرد و امیدواریم این تغییرات در راستای منافع جمهوری اسلامی ایران باشد.
غفاری ادامه داد: نخستین اقدامی که باید انجام دهیم این است که یک اصل ثابت را همواره مدنظر قرار دهیم و آن اینکه طرف آمریکایی و مقامات کاخ سفید همواره رفتارهایی مبتنی بر منفعتطلبی و بدعهدی داشتهاند. بنابراین باید هزینه اقدامات خصمانه را به گونهای برای دشمن افزایش دهیم که نتواند از تقابل با ایران سودی به دست آورد و حتی در مواردی اساساً هیچ منفعتی از این تقابل نصیبش نشود.
وی افزود: در چنین شرایطی باید همواره خود را برای هرگونه سناریوی احتمالی در آینده آماده نگه داریم. هیچگونه اعتمادی به طرف آمریکایی نباید وجود داشته باشد. همانگونه که اعضای تیم مذاکرهکننده کشور و آقای عراقچی نیز تأکید کردهاند، هرگونه تفاهمی بر پایه بیاعتمادی مطلق به آمریکا شکل گرفته است.
این تحلیلگر مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: این نگاه باید در جامعه و در میان تصمیمگیران کشور نیز بهصورت جدی وجود داشته باشد. هیچ نگاه خوشبینانهای نسبت به آمریکا نباید شکل بگیرد، اما در عین حال باید برای ادامه این بازی و مدیریت صحنه به نفع منافع ملی آماده باشیم.وی بیان کرد: باید به گونهای رفتار کنیم که هزینه تقابل با ایران برای رقیب همواره بالا باقی بماند و در مقابل، منافع حاصل از این تقابل برای او کاهش یابد. اگر بتوانیم این معادله را حفظ کنیم و بر آن متمرکز بمانیم، قطعاً در آینده نیز موفقیتهای بیشتری برای جمهوری اسلامی ایران حاصل خواهد شد.














