سبک زندگی اجتماعی و مسوولیت اجتماعی
ماه رمضان، در واقع ایام معنویت و استغفار و در خانه خدا رفتن است و انگار کمی جنبه فردی دارد و بالاخره باید رابطه خودمان را با خداوند متعال تنظیم کنیم. اما بحث تاریخ بعثت، کمی اجتماعی است، بحث ظهور کمی اجتماعی است و تحلیلهای ما هم طبیعتا اجتماعی است، این چطور میشود با معنویتی که جنبه فردیاش بیشتر است قابلجمع شود و ربط داشته باشد. مهمترین گناه ما ترک امربهمعروف و نهیازمنکر است. وقتی همه خوبیها در مقابل اقیانوسی به نام امربهمعروف و نهیازمنکر، بهمنزله یک قطره است، طبیعتا وقتی امربهمعروف و نهیازمنکر را ترک کرده باشیم بهاندازه یک اقیانوس گناه کردهایم و همه گناهان دیگر در مقابلش مثل یک قطره است. این خیلی مساله مهمی است. ما نباید فکر کنیم که استغفار و ارتباط با خدا در خلوت و تنهایی خودمان، با ابعاد اجتماعی زندگی ما بیارتباط است! ما وقتی میرویم در خانه خدا میگوییم: «خدایا انشاءالله من بچه خوبی میشوم…» یعنی چه میشوم؟ یعنی امربهمعروف و نهیازمنکر خواهم کرد. ما وقتی به خدا خدا مقرب میشویم، یعنی برای بندگی خدا آماده میشویم، خل بندگی خدا را در چه چیزی باید بجوییم؟ در این سبک زندگی اجتماعی، در آن مسوولیت اجتماعی یعنی در مهمترین چیزی که خدا از ما خواسته است.بیایید به این معانیای که از اهلبیت، قرآن و تاریخ اسلام دریافت میکنیم، یکمقدار بیشتر دقت کنیم و آن تلقی فردی از دین را کنار بگذاریم. چه کسی قضاوت کرد که ما «تلقی فردی» از دین داریم؟ مرحوم شاهآبادی، استاد عرفان حضرتامام. ایشان میفرمودند که متاسفانه یک تلقی فردی از دین به ما دادهاند.
وقتی میگوییم امربهمعروف و نهیازمنکر، باید یاد «سبک زندگی، سبک حکمرانی، قیام به قسط و تعاونی» بیفتیم بیجهت نیست که 1400سال است کار اسلام روزی زمین مانده و آنطوری که باید و شاید، برداشته نشده است. این دین چیست که غربتش برطرف نشده است؟ چرا حضرت ولیعصر (ارواحنالهالفداه) نمیآیند؟ جوانهای ما ثابت کردند که حاضرند شهید شوند، حاضرند جهاد کنند، نماز میخوانند، اگر شما بفرمایید که مثلا شبی صد رکعت نماز بخوانند (تا چندماه یا یکسال) برای ظهور محقق شود، من به شما قول میدهم که دهها میلیون نفر این کار را کنند.
اینها همه کارهای آسانی است که انجام میدهیم ولی آن کار سخت را نمیکنیم. باز هم من تمنا میکنم وقتی میگوییم امربهمعروف و نهیازمنکر، به یاد تذکر نسبتبه بیحجابی در خیابان نیفتیم، بلکه به یاد یک سبک زندگی بیفتیم که یک سبک حکمرانی هم دنبالش دارد، یاد قیام به قسط بیفتیم، یاد تعاونی بیفتیم. شغلهایمان را بهصورت تعاونی و جمعی داشته باشیم، با همدیگر شروع کنیم به کار کردن. اینها نمونههایی از ماجراست. البته این سخت است!
بنده اگر میخواهم در خلوت خودم از خدا عذرخواهی کنم، از چه چیزی باید عذرخواهی کنم؟ آیا صرفاً میخواهم از گناهی که یک قطره در مقابل اقیانوس هم نمیشود عذرخواهی کنم؟ همه گناههای ما در مقابل ترک امر به معروف و نهی از منکر، یکمیلیاردم است. بالاخره این یک واقعیتی است که باید درستش کنیم و باید بدانیم که «برای چه چیزی میخواهیم برویم درِ خانه خدا استغفار کنیم؟»
الان در تمام برنامههای تلویزیون در ایام ماه مبارک رمضان، معنویاتی هست که خوب هم هست و زیباست، اما در همه اینها یک پیوست دینی هم باید باشد. مگر بقیهاش دینی نیست؟ آنها به منزله همان قطره است! اقیانوسِ دین را چهکار کردی؟ مثلاً یک کسی از توکل صحبت کرد. مگر توکل چیز بدی است؟ خیلی مقام بالایی است. یک نفر بیاید بگوید توکل چیست، اگر از این توکل، در مثالش، هدفش و مسیر تربیتیاش، احساس مسئولیت اجتماعی بهدست آمد خوب است. اما اگر گفت «به خدا توکل کن» ولی هیچ کاری به زندگی اجتماعی نداشت و اصلاً ذهنش هم به سمت ربط توکل به خدا با زندگی اجتماعی و مسئولیت اجتماعی نرفت، این خراب معرفی کردن دین است.















