انسان گناهکار
مریمشیعهزاده | واقعیت این است که خواندن زندگینامه ایلان ماسک و مرور رازهای موفقیت بیل گیتس، هیچکس را خوشبخت نمیکند. مهم نیست که کریستیانو رونالدو از کدام برنامه غذایی پیروی میکند و مارک زاکربرگ ساعت چند از خواب بیدار میشود. اهمیتی ندارد که استیو جابز چندبار در زندگیاش شکست را تجربه کرده و مایکل جردن چطور در کودکی از تیم بسکتبال مدرسه اخراج شده است. این اطلاعات قرار نیست کسی را موفق یا سرشکسته کند. این اطلاعات برخلاف ظاهری که دارند و آنچه در سالهای گذشته مکرر شنیدهایم، هیچ دخلی به زندگی ما ندارند. هرچقدر هم کتابهای انگیزشی بیخاصیت را ورق بزنیم و در کارگاههای انتقال تجربه شرکت کنیم و حرفهای تکراری بشنویم، بازهم دردی از ما دوا نمیشود؛ داستان آدمهایی که همهشان معتقدند از صفر شروع کردهاند، بارها شکست خوردهاند و در نهایت با تکیه بر توانایی خودشان توانستهاند به موفقیت برسند. واقعیت اما چیزی دیگر است؛ اینکه خط آغاز هیچکدام از ما شبیه به دیگری نیست. هرکدام از ما با سرمایهای به میدان زندگی و رقابت پا میگذاریم که کموبیش، با دیگر افراد متفاوت است. سرمایه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... ما آدمها زمین تا آسمان با یکدیگر متفاوت است و شرایط و محیطی که در آن رشد کردهایم، برخی چیزها را ناعادلانه از ما سلب کرده است. دنیای دستاوردسالار امروز میخواهد در هر شرایطی، عامل کامیابی یا ناکامی انسان را خود انسان معرفی کند، درحالیکه نمیشود انسان را در خلأ بررسی کرد و بیهیچ پسوند و پیشوندی به زندگیاش پرداخت. برخی آدمها در بازی زندگی کیلومترها از دیگران عقب افتادهاند و تحتتأثیر جبر جغرافیایی و زیستی، حداقل امکانات را دارند. در این رقابت، گاهی معجزهای رخ میدهد و استثناهایی هم رقم میخورد، اما یادمان باشد که همه ما قرار نیست همان استثنا باشیم. قرار نیست همه ناکامیها متوجه شخص ما باشد و نتیجه کمکاری و کملطفی خودمان به خودمان. اگر تلاش میکنید و همزمان همه توان تان را به کار میگیرید و بازهم پیش نمیروید، دست از سرزنش خودتان بردارید. باور کنید این دنیا و معادلاتش ناعادلانهتر از چیزی است که گمان میکنید و در این وانفسا، محتواهای انگیزشی بیپایهواساس، صرفا حال بد ما را بدتر میکند.















