جدال بر سر کلمات
تلاش دیپلماتیک میانجیگران پاکستانی و برخی کشورهای منطقه، برای جلوگیری از ازسرگیری جنگ در غرب آسیا، ظاهراً به نقطه اعلام نتایج نزدیک شده است. آخرین سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان منجر به رسیدن به یک یادداشت تفاهم شده که با ادبیات اعتمادسازی و تضمین منطبق است. هرچند که آنچه در یکی، دو روز آینده ممکن است با عنوان «تفاهم اولیه» اعلام شود، صرفاً نقطه شروعی است که تا توافقی جامع و پایدار، فاصلهای بسیار دارد. کوتاه کردن این فاصله، جز با اراده سیاسی واقعی از سوی کاخ سفید برای اعتمادسازی و پایبندی به تفاهمها، ممکن نیست.
اما آنچه که تاکنون از جزئیات و مفاد این یادداشت تفاهم در برخی رسانهها منتشر شده میتوان دست برتر ایران را در این توافق دید که در ادامه این موارد را بررسی میکنیم.
1- این کاغذ بسیار متفاوت از کاغذ ۱۵ ماده ای است؛ همچنانکه موضوع مقاومت و موشکی پیش از این در کاغذ 15 ماده ای ترامپ هم آمده بود که که اکنون با استقامت دیپلماتیک این دو موضوع از روی میز مذاکره حذف شده است.
2- از سوی دیگر خواسته اصلی ایران که نوعی مذاکره مرحله به مرحله و دارای شروط بود در این متن تامین شده است. به نحوی که در مرحله اول، ایران در ابتدا آورده هایی را دریافت میکند و زمانیکه اراده طرف مقابل در پایبندی به دیپلماسی و عمل به تعهداتش ثابت شد، ایران در مرحله بعدی به گفتوگوی هستهای مینشیند.
3- پایان جنگ در همه جبههها از جمله لبنان که خواسته اصلی جمهوری اسلامی بود در این متن هم مورد توجه قرار گرفته است. از آنجا که حزب الله لبنان به عنوان متحد ایران وارد جنگ رمضان شد، ایران با آوردن موضوع آتشبس با حزبالله در میز اسلام آباد تفکیک حوزه ایران از حزبالله را نپذیرفت و اکنون هم وارد یک پایان جنگ در همه جبههها میشود.
4- در بحث تنگه، ایران مشروعیت نحوه اعمال مدیریت خود بر تنگه را از آمریکا نمیگیرد و با مدلهایی مانند بیمه و تعرفه خدمات و یا تفاهم سیاسی کسب منافع خواهد کرد.
5- آزادی پولهای بلاک شده از اقدامات اعتمادساز این متن است. تلاش ها برای این کار ادامه دارد.
6- از سوی دیگر، ویور نفت در زمان 60 روزه از آوردههای مهم ایران در این متن است. با این اتفاق، تحریم نفتی ایران در 60 روز برداشته میشود و میتوان انتظار درآمد خوبی عاید ایران میکند.
موارد قابل اعتنا و مثبتی نیز در صورت رسیدن به توافق نهایی در متن آمده است که با توجه فاصله زمانی تا توافق نهایی و همچنین اگرهای زیادی که برای رسیدن به توافق و پایبندی طرف آمریکایی به مفاد یادداشت تفاهم وجود دارد، صحبت کردن درباره آن زود است. اما اگر این یادداشت تفاهم هم به توافق نهایی منجر نشود با توجه به لغو تحریمهای نفتی و آزادیسازی بخشی از داراییها، میتواند مرهم خوبی برای اقتصاد باشد. ضمن آنکه در این 60 رو فرصت خوبی برای ورود کالای اساسی و استراتژیک است که ایران بتواند خود را برای آغاز جنگ احتمالی آماده سازد.
با این حال، آنچه در تهران جریان دارد، خوشبینی نیست. عوامل متعددی این بدبینی را افزایش میدهد که علاوه بر بیاعتمادی تاریخی تهران به واشنگتن، مهمترین آن ماجراجوییهای رژیم اسرائیل، و ضدونقیضگوییهای ترامپ است. همین پیچیدگی رفتاری، امکان رسیدن به تفاهم و توافق را با چالشهای جدی روبهرو کرده است.
همچنانکه شب گذشته بعد از چندین خبر مثبت درباره تفاهمات، فاکس نیوز از نقاط اختلاف در توافق ایران و آمریکا پرده برداشت و نوشت «اسرائیل خواستار تضمین «آزادی عمل نظامی» علیه تهدیدها در لبنان است و ایران این را رد میکند.» این رسانه در ادامه آزادسازی منابع ایران را دومین مانع نام برد و توضیح داد: « تهران خواستار آزادسازی فوری داراییهای خود است و واشنگتن امتناع میکند و اصرار دارد که این موضوع به فرمول نهایی توافق مرتبط شود.» این موارد مطرح شده از سوی فاکس نیوز درحالی است که قبلا درباره آن به تفاهم رسیده بودند.
بنابراین با توجه رفتار واشنگتن، هر تحلیلی را ناگزیر از این واقعیت ساخته که پیش از هر گزارهای، باید از «اگر» استفاده کند. اگر تفاهم اولیه موجود تأیید و اعلام شود و اگر آمریکا بر سر تعهدات خود در این تفاهم باقی بماند، آنگاه میتوان از آغاز دوران تازهای در گفتوگوها سخن گفت. اما این گفتوگوها نیز تنها در صورتی منجر توافق خواهد شد که آمریکا توانایی کنترل دو متغیر راهبردی را داشته باشد: نخست، مهار زیادهخواهیهای خود، و دوم، مدیریت سیاستهای رژیم اسرائیل.














