جالوت
در شرایطی که مناقشه اسرائیل و فلسطین و جنگ علیه ایران کانون توجهات بینالمللی است، موج نفرت از اسرائیل در امریکا افزایش یافته است. اکنون سؤال بزرگی که در آمریکا مطرح و تکرار میشود این است که: چرا ما به خاطر رضایت اسرائیل وارد جنگ میشویم؟ و چه چیزی از آن به دست خواهیم آورد؟ امروز بیش از هر زمانی ناقض آشکار بین گفتمان آمریکا در مورد حقوق بشر و حمایت بیقید و شرط از عملیات نظامی این رژیم که طبق نهادهای حقوق بشری بینالمللی، نقض فاحش قوانین بینالمللی بشردوستانه توصیف شدهاند، چه در غزه و چه در لبنان و ایران، آشکار شده است. اما امروز اسرائیل با خطرناکترین لحظه استراتژیک خود در دهههای اخیر روبرو است. انزوای اسرائیل که پیشتر به برخی کشورها یا ملتها محدود بود، شروع به نفوذ به مراکز تصمیمگیری در غرب کرده است و با هر دور تشدید جدید، مشروعیت جعلی این رژیم بیشتر فرسایش مییابد و دایره منتقدان آن حتی در جوامعی که آن را متحد طبیعی خود میدانستند، گسترش مییابد.
در همین زمینه روزنامه اسرائیل تودی در گزارشی پیرامون تضعیف جایگاه اسرائیل در افکار عمومی جهان و خصوصا تغییر نگرش آمریکایی ها در سطوح مختلف نسبت به این رژیم با استناد به نظرسنجی های اخیر نوشت: ظهور یک نسل جوان و مترقی در میان دموکراتها و جمهوری خواهان، حتی حامیان قدیمی اسرائیل در آمریکا را نیز مجبور میکند که علیه آنها رأی دهند.
در بخشی از این گزارش آمده است: «در اواسط ماه آوریل، دو رأیگیری ظاهراً عادی در سنای ایالات متحده، به پیشنهاد سناتور برنی سندرز برای جلوگیری از فروش سلاح به اسرائیل برگزار شد. هر دو پیشنهاد شکست خوردند اما ترکیب حامیان این طرح، تحول بزرگی را نشان داد که مهمترین رابطه جهانی و برون مرزی اسرائیل را تهدید میکند: برای اولین بار، دهها سناتور کلیدی دموکرات، از جمله هفت نفر از ده عضو یهودی این حزب، به نفع این قطعنامه رأی دادند!
دیوید ماکوفسکی، عضو ارشد موسسه واشنگتن، که انتظار میرود این هفته برای کنفرانس هرتزلیا، که توسط موسسه سیاست و استراتژی در دانشگاه رایشمن برگزار میشود، به اسرائیل بیاید، میگوید:«این رأیگیری نشان میدهد که اسرائیل در آستانه از دست دادن یکی از مهمترین داراییهای خود در خارج از مرزها است: حمایت دو حزب سیاسی اصلی در آمریکا.»
برای دههها، اسرائیل به عنوان داوود دیده میشد، نه جالوت، و این برعکس شده است. اکنون اسرائیل، جالوت است . نتانیاهو تا حد زیادی به نمادی از بحران تبدیل شده است. وقتی هفت سناتور دموکرات یهودی هم به قطعنامه ضد اسرائیلی رای می دهند این این رأیگیری زنگ خطر برای اسرائیلیها بود چرا که نمادی از دگرگونی و تغییر در افکار عمومی آمریکا نسبت به اسرائیل است. طبق نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو که در اوایل آوریل منتشر شد، ۶۰ درصد از آمریکاییها اکنون دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۲، ۴۲ درصد بود و همین رقم در میان دموکراتها به ۸۰ درصد میرسد.
نظرسنجی گالوپ که در اواخر فوریه منتشر شد، تغییر تاریخیتری را نشان داد: برای اولین بار از سال ۲۰۰۱، آمریکاییهای بیشتری با فلسطینیها نسبت به اسرائیلیها ابراز همدردی کردند، با اختلاف ۴۱ درصد به ۳۶ درصد. تا سال ۲۰۱۸، حمایت از اسرائیل به ۴۳ درصد رسیده بود. نکته جالب توجه این است که بزرگترین شکاف در بین جوانان آمریکایی ایجاد شده:در بین افراد ۱۸ تا ۳۴ ساله، ۵۳ درصد با فلسطینیها همدردی میکنند، در حالی که تنها ۲۳ درصد با اسرائیلیها همدردی میکنند!
شعار: آمریکا اول
یوآو فرومر، رئیس مرکز مطالعات آمریکا در دانشگاه تلآویو، میگوید:«جنگهای غزه و ایران تغییری ایجاد نکردند. آنها فرآیندهایی را که سالها در جریان بود، تسریع کردند. برای دههها، اسرائیل به عنوان داوود دیده میشد، نه جالوت، و این برعکس شده است. اکنون اسرائیل، جالوت است.»
در جناح جمهوریخواه نیز فرسایش مشهود است اما از نوع دیگری. در حالی که گفتمان در میان دموکراتها حول حقوق بشر و مدیریت نظامی میچرخد، ناامیدی در جناح راست با شعار متفاوتی تشدید میشود:«آمریکا اول». در اینجا، جنگ در ایران میتواند نقطه عطفی باشد، زیرا اسرائیل به گونهای به تصویر کشیده میشود که ترامپ را به این جنگ کشانده و ریاست جمهوری او را از تحقق وعدههای انتخاباتیاش منحرف کرده است. تاکر کارلسون و متحدانش این روند را رهبری میکنند و موفق شدهاند به اجماع نادری با متحدان خود در جناح چپ آمریکا دست یابند. اکثر جمهوریخواهان هنوز از اسرائیل حمایت میکنند، ۵۸ درصد آن را مطلوب و ۴۱ درصد آن را نامطلوب میدانند اما نظرسنجی پیو همچنین شکاف نسلی شدیدی را نشان میدهد: ۵۷ درصد از جمهوریخواهان ۱۸ تا ۴۹ ساله اکنون اسرائیل را نامطلوب میدانند. ماکوفسکی میگوید:«جریان عمیقی از انزواگرایی اسرائیل در آمریکا وجود دارد که اسرائیلیها متوجه آن نیستند.» او میافزاید که انتقاد برخی از اعضای جنبش «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» لزوماً در حمایت از فلسطین نیست، بلکه ناشی از این احساس است که اسرائیل از «جایگاه ترجیحی در واشنگتن» برخوردار است و ایالات متحده به جای داخل، پول زیادی را در خارج از کشور خرج میکند.
فرومر میافزاید که جنگ در ایران فقط این روند را تسریع کرده است، زیرا «اکثریت قریب به اتفاق» آمریکاییها «ایران را به عنوان یک تهدید مستقیم به همان شکلی که اسرائیل میبیند، نمیبینند.»
او این طرز فکر را خلاصه میکند: «من با اسرائیل مشکلی ندارم، اما بگذارید آنها جنگهای خودشان را بکنند.» برجستهترین شاهد این تغییر، کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل (AIPAC)، گروه اصلی لابی طرفدار اسرائیل در ایالات متحده است.
آیپک که در سال ۱۹۵۴ تأسیس شد، دهههاست که یکی از تأثیرگذارترین سازمانها در واشنگتن بوده است. بزرگترین دستاورد آن تحمیل یک وابستگی سیاسی بر دیگری نبوده، بلکه تبدیل حمایت از اسرائیل به یک موضع نهادینه و پذیرفته شده در نهاد سیاسی آمریکا بوده است اما در سال ۲۰۲۱، AIPAC برای اولین بار یک کمیته اقدام سیاسی رسمی تأسیس کرد و گامی به سوی مشارکت انتخاباتی آشکاری که دههها از آن اجتناب کرده بود، برداشت.
اکنون، نامزدهای دموکرات به امتناع از کمکهای مالی آیپک میبالند و این اعلامیه به نشانهای از شایستگی سیاسی تبدیل شده است. هر کسی که حمایت یا کمک مالی دریافت کند مظنون به کار برای یک قدرت خارجی است. هفته گذشته، توماس ماسی، نماینده جمهوریخواه، یکی از چهرههای برجسته در میان مردم آمریکا که نسبت به اسرائیل موضع تندی دارد، در انتخابات مقدماتی کنتاکی شکست خورد. او در سخنرانی خود برای پذیرش شکست گفت: «من خیلی زودتر از اینها شکست را میپذیرفتم، اما مدتی طول کشید تا رقیب خود را در تلآویو پیدا کنم.»
نتانیاهو، نمادی از بحران
نتانیاهو تا حد زیادی به نمادی از بحران تبدیل شده است. فرومر میگوید: «دموکراتها او را به خاطر سخنرانیاش در کنگره علیه اوباما در مورد توافق هستهای ایران در سال ۲۰۱۵ نبخشیدهاند.» این زخمها هنوز التیام نیافتهاند. طبق نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو، ۵۹ درصد از آمریکاییها در امور جهانی امروز به او اعتماد ندارند، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۳، ۴۲ درصد بود. پنجاه و شش درصد از یهودیان آمریکایی نیز نسبت به نتانیاهو ابراز بیاعتمادی کردند. نتانیاهو دو هفته پیش در مصاحبهای با برنامه «۶۰ دقیقه» شبکه سیبیاس، اعلام کرد که قصد دارد کمکهای نظامی ایالات متحده به اسرائیل را به تدریج و ظرف یک دهه به صفر برساند. فرومر میگوید: «اسرائیل سالانه ۳.۸ میلیارد دلار کمک دریافت میکند و مردم از این بابت خشمگین هستند. قطع کمکها ضروری است. آسیبی که به تصویر ما در افکار عمومی آمریکا وارد میشود، بسیار بیشتر از مزایای مالی آن است.»
سوال مهمتر این است که پس از ترامپ چه اتفاقی خواهد افتاد؟ ماکوفسکی میگوید اسرائیلیها به لابی کردن جمهوریخواهان از طریق چهرههایی مانند رونالد ریگان یا جورج دبلیو بوش عادت دارند، اما سوال واقعی اکنون این است که آیا آینده این حزب با شخصیتی شبیه مارکو روبیو، نماینده قدیمی جمهوریخواهان قدرت آمریکا، یا جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور، خواهد بود که ممکن است جنبش «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» را در جهت شکاف بیشتری سوق دهد؟
در همین حال، ظهور یک نسل جوان و مترقی در میان دموکراتها، حتی حامیان قدیمی اسرائیل را نیز مجبور میکند که علیه آنها رأی دهند. در این زمینه، ماکوفسکی هشدار میدهد که بزرگترین خطر در بیتفاوتی اسرائیل نهفته است. من نزدیک به چهل سال است که شاهد این روابط بودهام و هرگز چیزی شبیه به آنچه اکنون میبینیم، ندیدهام. من باور ندارم که اسرائیل بتواند دولت دیگری را که شامل اسموتریچ و بن گویر باشد، تحمل کند. این امر روابط اسرائیل و آمریکا را نابود خواهد کرد. بنابراین، اگر اسرائیل در گذشته موظف به حفظ حمایت آمریکا بود، امروز باید آن را نسل به نسل و از یک حزب به حزب دیگر بازسازی کند.














