sobhe-no.ir
2348
سه شنبه، ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
1
نگاه رسانه چینی به انتخاب قالیباف به عنوان نماینده ویژه در امور چین

معمار جدید مناسبات تهران ـ پکن

مجلس در میدان

در پیشنهاد ایران به میانجی پاکستانی بر ساز و کار نظارت بر هرگونه تفاهم احتمالی تاکید شده است

تاکید ایران بر مکانیسم نظارتی

اختلاف جمهوری‌خواهان برای حمایت از اسرائیل و آیپک به اوج خود رسیده است، طبق نظرسنجی پولیتیکو جمهوری‌خواهان به خروج از درگیری‌های جهانی تمایل دارند

در آستانه رویارویی با اسرائیل

چرا کن «فیلمساز مطلوب» تربیت می‌کند اما فجر نه؟

تمرین‌هایی برای گرفتن جایزه

فاطمه ترکاشوند

ترند مقدس «ایران»

محمد امین نجفیان

حسن‌پور بیگلری: با تعطیلی صحن نظارت و فعالیت نمایندگان متوقف نشده است

صبح نو

ترند مقدس «ایران»

محمد امین نجفیان



در روزهایی که آسمان منطقه بوی التهاب گرفته بود و اخبار با سرعتی بی‌سابقه دست‌به‌دست می‌شدند، یک واژه بیش از همه تکرار شد: «ایران». نه فقط در تیتر رسانه‌های سرتاسر جهان یا بیانیه‌های رسمی، بلکه در استوری‌ها، کپشن‌ها، شعرها، پست‌های کوتاه، پیام‌های شخصی موبایلی و حتی شوخی‌های روزمره مردم هم گویی وطن دوباره ترند شد. مردم ایران چهل روز تنش و درگیری نظامی را از سر گذراندند، و حالا بیش از یک ماه از توقف جنگ یا آتش‌بس لرزان گذشته است؛ اما آن‌چه در فضای اجتماعی و فرهنگی کشور شکل گرفته، برخلاف بسیاری از موج‌های مقطعی و هیجانی، هنوز فروکش نکرده است. ما در سطح فرهنگ، با نوعی بازگشت آرام اما معنادارِ حس تعلق جمعی مواجهیم؛ حسی که شاید سال‌ها زیر لایه‌های سنگین اختلافات سیاسی، فشارهای اقتصادی، شکاف‌های نسلی و فرسایش اجتماعی پنهان شده بود، اما بحران اخیر دوباره آن را به سطح آورده است. در تمام این مدت، واژه‌هایی مثل «وطن»، «خاک»، «پرچم»، «مردم» و «ایران» بار دیگر جای خودشان را در ادبیات عمومی جامعه پیدا کردند؛ نه صرفاً به‌عنوان مفاهیمی سیاسی، بلکه به‌مثابه عناصر عاطفی و هویتی. کاربرانی که شاید تا دیروز هیچ نسبتی با ادبیات رسمی نداشتند، ناگهان از ایران نوشتند؛ از نگرانی برای شهرها، از اضطرابِ آینده، از حسِ عجیبِ تعلق در لحظه خطر و از بچه‌های مظلوم مدرسه میناب. این اتفاق فقط یک واکنش احساسی زودگذر نیست؛ بلکه نشانه فعال شدن لایه‌ای عمیق‌تر از حافظه جمعی جامعه ایرانی محسوب می‌شود.

بحران‌ها معمولاً دو چهره دارند؛ هم می‌توانند جامعه را متفرق کنند و هم می‌توانند نقاط اتصال پنهان را آشکار سازند. آن‌چه در دو سه ماه اخیر رخ داد اما، بیشتر به دومی شباهت داشت. جامعه‌ای که سال‌ها درباره شکاف‌هایش صحبت شده بود، در لحظه تهدید بیرونی، دوباره پیرامون یک مفهوم مشترک جمع شد: ایران. این همبستگی البته از جنس یکدستی سیاسی نبود و نکته مهم دقیقاً همین‌جاست. آن‌چه شکل گرفت، نه حذف اختلاف‌ها، بلکه تعلیق موقت آن‌ها در برابر یک امر بزرگ‌تر بود؛ نوعی درک مشترک از «خانه».

در چنین شرایطی حتی کسانی که در موضوعات مختلف نقدهای جدی به وضعیت کشور دارند نیز نسبت به مفهوم وطن واکنشی عاطفی نشان می‌دهند. این همان نقطه‌ای است که هویت ملی، فراتر از دوقطبی‌های سیاسی عمل می‌کند. رسانه‌ها در این میان نقش مهمی داشتند. برخلاف تصور رایج که فضای مجازی را صرفاً بستری برای تنش و واگرایی می‌داند، در روزهای جنگ رسانه‌های رسمی و شخصی به یکی از مهم‌ترین میدان‌های بازتولید حس ملی تبدیل شدند.

تصاویر پرچم ایران، موسیقی‌های نوستالژیک، شعرهای قدیمی، ویدئوهای خیابانی، روایت‌های شخصی و حتی شوخی‌های جمعی، نوعی حافظه مشترک دیجیتال ساختند؛ حافظه‌ای که مردم در آن تلاش می‌کردند اضطراب را به احساس همراهی تبدیل کنند. در این میان، بازگشت ادبیات وطن یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این تغییر بود. شعرهای قدیمی دوباره خوانده شدند. بخش‌هایی از آثار شاعران دفاع مقدس دست‌به‌دست شد. موسیقی‌های حماسی دوباره شنیده شدند و همزمان نسل جدید، زبان تازه‌ای برای بیان همان حس پیدا کرد؛ زبانی کوتاه‌تر، شخصی‌تر و متناسب با جهان شبکه‌های اجتماعی.
تفاوت مهم امروز با دهه‌های گذشته در همین مسئله است. ادبیات وطن دیگر فقط در قالب شعارهای رسمی یا فرم‌های کلاسیک حماسی ظاهر نمی‌شود. وطن‌دوستی در عصر دیجیتال، فرم‌های متنوع‌تری پیدا کرده. نسل جدید شاید کمتر با زبان خطابه ارتباط بگیرد، اما همچنان به «حس تعلق» واکنش نشان می‌دهد؛ البته با زبان خودش.

همین مسئله، یک نکته مهم فرهنگی را پیش روی سیاست‌گذاران قرار می‌دهد؛ این‌که جامعه ایرانی هنوز ظرفیت بالایی برای انسجام و همبستگی دارد، اما فعال شدن این ظرفیت نیازمند زبان و سازوکار تازه است. بحران اخیر نشان داد برخلاف برخی تحلیل‌های بدبینانه، سرمایه اجتماعی و حس ملی در ایران از بین نرفته؛ بلکه در بسیاری موارد منتظر بازتعریف و بازنمایی تازه است.

از همین منظر، شرایط فعلی می‌تواند یک فرصت مهم برای بازنگری در سازوکار فرهنگی کشور باشد.
سال‌هاست درباره فاصله میان نهادهای رسمی فرهنگی و نسل جدید صحبت می‌شود. اما تجربه این چهل روز و هفته‌های پس از آن نشان داد هرجا روایت فرهنگی توانسته صادقانه‌تر، انسانی‌تر و نزدیک‌تر به زیست واقعی مردم عمل کند، جامعه نیز واکنش مثبت نشان داده است. امروز، بیش از یک ماه پس از توقف جنگ، هنوز نشانه‌های همبستگی در لایه‌های مختلف جامعه دیده می‌شود؛ از فضای مجازی گرفته تا گفت‌وگوهای روزمره مردم در کوچه و خیابان. شاید این همان لحظه‌ای باشد که سیاست فرهنگی کشور باید آن را جدی بگیرد؛ نه صرفاً به‌عنوان یک واکنش هیجانی، بلکه به‌عنوان فرصتی تاریخی برای ترمیم رابطه جامعه، فرهنگ و هویت ملی. حالا دوباره واژه‌ای قدیمی به مرکز گفت‌وگوها برگشته است؛ واژه‌ای که شاید سال‌ها آن‌قدر تکرار شده بود که حساسیتش را از دست داده بود: ایران.

captcha
شماره‌های پیشین