اولویت فرهنگ در وضعیت خاص
در حالی که هنوز زمان زیادی از آغاز آتشبس نمیگذرد، فضای عمومی کشور همچنان ناپایدار تلقی میشود و فشارهای اقتصادی نیز در بالاترین سطح سالهای اخیر قرار دارد، آمارهای حوزه فرهنگ تصویری متفاوت از آنچه معمولا درباره جامعه در شرایط بحران تصور میشود ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد چرخ فرهنگ، نهتنها متوقف نشده، بلکه در برخی حوزهها با اقبال بیشتری هم مواجه شده است.
برخلاف این تصور رایج که در شرایط جنگی یا بحران اقتصادی، فرهنگ و محصولات فرهنگی از اولویت مردم خارج میشود، دادههای هفتههای اخیر نشان میدهد جامعه ایران اتفاقاً در چنین موقعیتهایی بیش از گذشته به کتاب، تئاتر و تجربههای جمعی فرهنگی روی میآورد؛ گویی فرهنگ، در وضعیت بیثباتی، به نوعی پناهگاه روانی و اجتماعی تبدیل میشود.
نمونه روشن این مسئله را میتوان در وضعیت تئاتر دید. طبق آمار رسمی منتشرشده، مجموعههای تئاترشهر، تالار هنر و تماشاخانه سنگلج تنها تا روز جمعه اول خردادماه میزبان ۶هزار و ۶۷۹ مخاطب بودهاند؛ آماری که با توجه به شرایط اقتصادی و فضای پساجنگ، قابل توجه به نظر میرسد. این استقبال نشان میدهد تجربه زنده و جمعی تئاتر، همچنان برای بخشی از جامعه ایرانی اهمیت دارد و حتی نااطمینانی اجتماعی نیز نتوانسته پیوند مخاطب با آن را قطع کند.
در حوزه کتاب نیز وضعیت مشابهی دیده میشود. نمایشگاه کتاب تهران که امسال با شرایط متفاوت و ملاحظات امنیتی و اقتصادی برگزار شد، نهتنها با افت جدی مواجه نشد، بلکه به دلیل استقبال مخاطبان تمدید هم شد. بر اساس آمار رسمی اعلامشده تا ساعت ۱۴ روز شنبه دوم خرداد ۱۴۰۵، مجموعاً ۵۲۲هزار و ۷۳ نسخه کتاب به فروش رسیده و بیش از ۱۸۱هزار سفارش در سامانه ثبت شده است. همچنین بیش از ۱۱۰هزار عنوان کتاب توسط مخاطبان خریداری شده؛ آماری که نشان میدهد حتی در وضعیت بیثبات اقتصادی، کتاب همچنان از سبد فرهنگی خانواده ایرانی حذف نشده است.
رویدادهای جانبی نیز همین روند را تأیید میکنند. برنامه «اردیبهشت کتاب» که توسط باغ کتاب برگزار شد، به دلیل استقبال گسترده مردم ناچار به تمدید چندروزه شد. این مسئله نشان میدهد اقبال عمومی فقط محدود به خرید کتاب نیست، بلکه خودِ حضور در فضاهای فرهنگی، مشارکت در رویدادها و تجربه جمعی فرهنگ، همچنان برای جامعه اهمیت دارد.
اما شاید مهمترین نشانه این وضعیت را بتوان در گیشه سینما دید؛ جایی که برخلاف پیشبینیهای بدبینانه، مخاطب همچنان به سالنها بازگشته است. فیلم کمدی «آنتیک» در هفتههای اخیر به فروش بیش از ۱۳میلیارد تومان رسیده و به پرفروشترین فیلم اکران تبدیل شده است. در کنار آن، «تاکسیدرمی» نیز از مرز ۳میلیارد تومان عبور کرده و فیلم «نیمشب» با محوریت جنگ ۱۲روزه و تجاوز رژیم صهیونیستی، حدود ۶میلیارد تومان فروش داشته است.
نکته مهم اینجاست که این اعداد فقط درباره سرگرمی نیستند؛ بلکه نشان میدهند جامعه، حتی در شرایط بحران، همچنان نیازمند روایت، تجربه جمعی، تخیل و حضور در فضای عمومی است. این استقبال همزمان از فیلمهای کمدی و آثار مرتبط با جنگ نیز نشان میدهد مخاطب ایرانی، برخلاف کلیشههای رایج، صرفاً به دنبال «فرار از واقعیت» نیست، بلکه به دنبال اشکال مختلف مواجهه با آن است؛ گاهی از مسیر طنز و گاهی از مسیر روایت مستقیم بحران.
همین مسئله، یک تصور سادهانگارانه قدیمی را هم به چالش میکشد؛ اینکه در وضعیت جنگی یا اقتصادی فقط گونهای خاص از محصولات فرهنگی امکان بقا دارند. آمارهای اخیر نشان میدهد جامعه ایران، حتی در دشوارترین شرایط، همچنان تنوع فرهنگی میخواهد؛ هم کتاب میخرد، هم تئاتر میبیند و هم برای کمدی و فیلم جنگی بلیت سینما تهیه میکند.
شاید بتوان گفت یکی از ویژگیهای جامعه ایران در دورههای بحران، همین پناه بردن به فرهنگ است. برخلاف بسیاری از تحلیلهای کلیشهای که جامعه را صرفاً درگیر معیشت یا سیاست میبینند، تجربه سالهای اخیر نشان داده مردم ایران حتی در سختترین شرایط نیز تلاش میکنند نوعی زندگی فرهنگی را حفظ کنند؛ از سینما و تئاتر گرفته تا کتاب و موسیقی.
این مسئله فقط جنبه روانی ندارد. فرهنگ در چنین وضعیتی، کارکرد اجتماعی هم پیدا میکند. حضور در سالن تئاتر، قدم زدن میان غرفههای کتاب یا نشستن در تاریکی سالن سینما، نوعی بازسازی حس عادی بودن زندگی است؛ تلاشی جمعی برای اینکه بحران، تمام زیست روزمره را نبلعد.در نهایت، آمارهای این روزها فقط از فروش کتاب یا تعداد بلیت تئاتر و سینما خبر نمیدهند؛ آنها نشانهای از یک واقعیت عمیقترند: اینکه فرهنگ در ایران، برخلاف بسیاری از پیشبینیها، هنوز یک کالای لوکس و حذفشدنی نیست، بلکه بخشی از سازوکار جامعه برای دوام آوردن در دل بحران است.














