sobhe-no.ir
2356
دوشنبه، ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
1

اقدام در برابر اقدام

محبوبه نیاورانی/ سردبیر

قالیباف تاکید کرد: اعتمادی به وعده‌های دشمن نداریم و ملاک دستاورد عینی است

تضمین، جان ماست که کف دست گر فته‌ایم

پاسخ قاطع رئیس جمهور به تکرار شایعه استعفا توسط رسانه‌های معاند

تا جان در بدن دارم ادامه می‌دهم

چرا ترامپ کشورهای عربی را تهدید کرد

چماق قبل از هویج

محبوبه نیاورانی

فهرست مخالفان ترامپ از ستاره‌های موسیقی تا رهبر کاتولیک‌های جهان، بلندتر می‌شود

ترامپ در جنگ با دو نهاد هنر و دین

فاطمه ترکاشوند

گزارش نیویورک تایمز از شکست پوپولیسم و اقتدارگرایی راست افراطی

سرنوشت اوربان در انتظار ترامپ

ترامپ از اعراب خلیج فارس انتقام می‌گیرد

عبدالحلیم قندیل – پژوهشگر و روزنامه نگار مصری

صبح نو

اقدام در برابر اقدام

محبوبه نیاورانی/ سردبیر



بعد از 40 روز جنگ و پس از آتش‌بس، نوبت به سربازان دیپلماسی رسید تا در امتداد میدان برای تامین منافع کشور و وادار کردن دشمن به عقب‌نشینی تلاش کنند .آنهم با دشمنی که اعتبار و موقعیت داخلی و بین‌المللی خود را در جنگ با ایران از دست داده و حالا می‌خواهد آبروی از دست رفته خود را بدست آورد، از این رو دائما برای جلب افکارعمومی در حال توئیت کردن و اطلاع‌رسانی راست و دروغ از مذاکرات است. اما سختی تیم مذاکره تنها به رویارویی با این دشمن مذبذب نیست. آنها باید در جبهه داخل نیز دائما به شبهات و تهمت‌ها پاسخ دهند. البته قالیباف، رئیس تیم مذاکراه‌کننده ایران باکی ازاین راه ندارد همچنانکه پیش از این گفته بود «چه کاغذ‌های مذاکره، چه نقشه‌های جنگ، هر دو برای من یکی است. آماده‌ام هم جانم و هم آبرویم را برای دستیابی مردم به حقشان بدم.»

او می‌گوید در مذاکرات «هیچ اعتمادی به حرف‌ها و وعده‌های دشمن ندارند» و ملاکشان برای تصمیم‌گیری تنها دستاوردهای عینی است که «در برابر آنچه کسب کنیم، در مقابل آن دست به انجام تعهدات خود بزنیم.» او تاکید می‌کند «تا اطمینان پیدا نکنیم که حقوق ملت ایران را گرفته‌ایم، هیچ توافقی را تأیید نخواهیم کرد.» قالیباف تضمین این راهبرد را جان خود می‌داند و می‌گوید «تضمین این راهبرد، جان ماست که کف دست گرفته‌ایم تا نثار مردم ایران کنیم.»

اما با وجود اظهارنظرهای شفاف و صریح مذاکره‌کنندگان، همچنان عده‌ای، توافقی که هنوز به سرانجام نرسیده را با برجام مقایسه می‌کنند و توئیت‌های ترامپ را ملاک قضاوت قرار می‌دهند. این درحالی است که بقایی سخنگوی تیم مذاکره‌کننده تاکید کرده که «هنوز تفاهم نهایی حاصل نشده و تبادل پیام‌ها ادامه دارد.» شب گذشته نیز مجددا سید عباس عراقچی گفت «گفت‌وگوها و تبادل پیام‌ها بین ایران و آمریکا در جریان است و تا وقتی به نتیجه مشخصی نرسد، نمی‌شود در موردش قضاوت کرد.» درواقع ملاک ما برای قضاوت باید موضع‌گیری مسئولان و اعضای تیم مذاکره‌کننده باشد، نه توییت‌های ترامپ فرصت‌طلب.

با این وجود روز گذشته محمود نبویان نماینده مجلس در شبکه ایکس نوشته است: «تضمین تعهد طرفین در توافق احتمالی، قطعنامه شورای امنیت است؛ آیا قطعنامه شورای امنیت تضمین برجام نبود؟» یا آقای نبویان از جزئیات مذاکره بی‌اطلاع‌اند که باورپذیر نیست یا عامدانه علیه دیپلماسی جوسازی می‌کنند.

اولا منطق حاکم بر مذاکرات کنونی «گام به گام و اقدام در برابر اقدام» است. این شیوه، تفاوت بنیادین با برجام دارد؛ جایی که ایران پیش از دریافت تضمین‌های عملی، اقدامات داوطلبانه و فراتر از NPT انجام داد. اما امروز، تا کسب امتیاز عینی هیچ گامی از سوی ایران برداشته نخواهد شد. ساختار «گام‌به‌گام» به ایران اجازه می‌دهد در صورت هرگونه بدعهدی، بلافاصله اقدام متقابل انجام دهد.

دوم آنکه برخلاف برجام که ایران همان ابتدا یکسری اقدامات مانند جمع آوری سانتریفیوژها را انجام داد (البته آنهم در ازای دریافت مبالغی دلار به صورت نقد صورت گرفت) در این مذاکرات، ایران موضوع هسته‌ای را به آخرین مرحله از مذاکرات احاله داده و تا آن زمان باید صبر کرد تا مشخص شود ایران چه وعده‌ای می دهد و چه امتیازی کسب می‌کند.
در واقع در این توافق، ایران همان ابتدا یکسری امتیازات مانند دسترسی به بخشی از منابع بلوکه شده و ویور نفت دریافت می‌کند. اما تنها موضوعی که در تفاهم به عنوان امتیاز اعطایی ایران آمده باز کردن تنگه آنهم با مدیریت ایرانی است. در عین حال «رفع حصر اقتصادی» خواسته ایران است. البته اگر مذاکره‌ای هم در کار نبود ایران نمی‌تواند بیش از این تنگه را بسته نگه دارد و باید یک سازوکار مشخص برای عبور و مرور امن کشتی‌ها تعیین کند و چه بهتر که این موضوع را به عنوان یک امتیاز به طرف مقابل در میز مذاکره بفروشد. درواقع این اقدام ضروری به یک برگ برنده دیپلماتیک تبدیل شده است.بنابراین بهتر است کارشناسان به جای سنگ اندازی، برای کمک به تیم دیپلماسی پیشنهادات سازنده و راهگشا آنهم در محافل خصوصی ارائه دهند. هرچند که اکثر اوقات این پیشنهادات سلبی است و در راستای نفی اصل مذاکره است.
از سوی دیگر، واقعیت این است که جنگ ۴۰ روزه ثابت کرد ایران نه عقب‌نشینی کرده و نه زیر بار زور رفته است. آمریکا با درخواست آتش‌بس یکطرفه، عملا شکست راهبردی خود را پذیرفت. مذاکره در این نقطه، نه از سر ضعف، که برای «مدیریت پیروزی» و «تبدیل دستاوردهای میدان به سود پایدار ملی» است.
البته دست ایران روی ماشه است و هرگونه ماجراجویی دشمن را با قاطعیت پاسخ می‌دهد. بنابراین تضمین اصلی، «قدرت بازدارندگی میدانی» ایران است، نه قطعنامه شورای امنیت. میدان ثابت کرده هرگونه تخطی دشمن، پاسخ کوبندهای در پی خواهد داشت. در نهایت، کسانی که امروز به تیم دیپلماسی حمله می‌کنند، باید پاسخ دهند چه راه حلی دارند؟ دیپلماسی به معنای انفعال نیست؛ بلکه به معنای انتخاب زمان ، مکان و راه مناسب برای پیروزی نهایی است.

captcha
شماره‌های پیشین