ترامپ در جنگ با دو نهاد هنر و دین
دونالد ترامپ این روزها فقط با رقبای سیاسی خود درگیر نیست. دامنه منازعات او به جایی رسیده که همزمان با بخشی از مهمترین نهادهای اثرگذار بر افکار عمومی آمریکا و غرب نیز وارد تقابل شده است؛ یعنی هنر و دین. دو حوزهای که دهههاست بیشترین نقش را در شکلدهی به ذهنیت اجتماعی آمریکاییها ایفا میکنند و حالا به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا، به واسطه خودمحوری و نگاه تمامیتخواهانهاش، در حال از دست دادن بخش مهمی از سرمایه اجتماعی خود در هر دو جبهه باشد.
آخرین نمونه این وضعیت به ماجرای برنامه «Freedom 250 » بازمیگردد؛ مجموعهای از کنسرتها و رویدادهای فرهنگی که برای دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا طراحی شده بود. اما این پروژه خیلی زود به یک بحران سیاسی برای دولت ترامپ تبدیل شد. پس از آنکه شماری از هنرمندان اعلام کردند درباره ماهیت واقعی برنامه گمراه شدهاند و نمیخواهند در رویدادی با پیوندهای آشکار سیاسی و انتخاباتی مشارکت کنند، موج انصرافها آغاز شد.
در میان افرادی که حضور خود را لغو کردند نامهایی چون Martina McBride، Bret Michaels، Morris Day & The Time، Young MC و The Commodores دیده میشود. برخی از آنها صراحتا اعلام کردند تصور میکردند با یک برنامه ملی و غیرحزبی مواجه هستند اما بعدا متوجه ابعاد سیاسی آن شدهاند.
واکنش ترامپ به این اتفاق نیز مطابق الگوی همیشگی او بود. او در شبکه اجتماعی خود این هنرمندان را «هنرمندان درجه سه» خواند و حتی پیشنهاد داد به جای کنسرت، یک گردهمایی بزرگ هوادارانش را برگزار کند و خودش نقش ستاره اصلی برنامه را برعهده بگیرد. ترامپ مدعی شد که بدون نیاز به خوانندگی یا نوازندگی، از بسیاری از چهرههای مشهور موسیقی مخاطب بیشتری جذب میکند.
اما مسئله فقط موسیقی نیست.
در ماههای اخیر، یکی از کمسابقهترین درگیریهای سیاسی آمریکا نیز میان ترامپ و پاپ لئو چهاردهم شکل گرفته است. رهبر کاتولیکهای جهان که بارها نسبت به جنگ، خشونت و سیاستهای نظامیگرایانه هشدار داده، از منتقدان رویکردهای اخیر کاخ سفید بوده است. در مقابل، ترامپ نیز با لحنی تند او را «بیش از حد لیبرال»، «ضعیف در برابر جرم» و «فردی نامناسب برای سیاست خارجی» توصیف کرده است.
این نزاع فقط یک اختلاف شخصی میان یک رئیسجمهور و یک رهبر مذهبی نیست. پاپ در جهان غرب، صرفا یک شخصیت دینی محسوب نمیشود؛ او برای میلیونها نفر مرجع اخلاقی و معنوی است. به همین دلیل، ورود ترامپ به تقابل مستقیم با واتیکان و رهبر کلیسای کاتولیک، عملا به معنای درگیری با یکی از مهمترین منابع مشروعیت اخلاقی در جهان غرب است.
نکته قابل توجه آن است که این دو جبهه ظاهرا مستقل، در یک نقطه به هم میرسند: مسئله شخصیت سیاسی ترامپ.
در هر دو پرونده، منتقدان او معتقدند مشکل اصلی نه اختلاف سلیقه، بلکه ناتوانی ترامپ در تحمل صداهای مستقل است. چه یک موزیسین باشد که حاضر نیست در برنامهای با رنگ و بوی سیاسی اجرا کند و چه رهبر مذهبیای که درباره جنگ و صلح موضعی متفاوت دارد، پاسخ ترامپ معمولا از جنس تخریب، تحقیر یا حمله شخصی است.
همین مسئله باعث شده فهرست مخالفان او از احزاب سیاسی فراتر برود و به حوزههایی برسد که معمولا خارج از منازعات روزمره قدرت قرار دارند. هنر و دین دو منبع مهم تولید معنا و مشروعیت در جوامع غربیاند و هر سیاستمداری که همزمان با هر دو وارد تقابل شود، ناگزیر بخشی از سرمایه نمادین خود را از دست خواهد داد.
شاید ترامپ همچنان بتواند بخش بزرگی از پایگاه سیاسی سنتی خود را حفظ کند، اما رخدادهای هفتههای اخیر نشانهای از یک واقعیت مهمتر است: رئیسجمهوری که زمانی خود را نماینده اکثریت خاموش آمریکا معرفی میکرد، امروز بیش از هر زمان دیگری در حال گسترش جبهه مخالفان خود است؛ از استودیوهای موسیقی گرفته تا کلیساها و حتی واتیکان. با در نظر گرفتن افزایش موج ابراز نفرت نسبت به سیاستهای جنگطلبانه ترامپ در سراسر جهان، به نظر میرسد که پایههای این قدرت قرن بیستمی بیش از پیش متزلزل شده و باید منتظر سر بر آوردن قدرتهای جدید بود.














