ضلع چهارم قـــدرت
یکی از شروط اصلی ایران در توافق، شامل «پایان دادن به درگیری اسرائیل و حزبالله در لبنان» بود. هر چند اسرائیل اصرار داشت که «لبنان موضوعی جداگانه است» اما ایران موفق شد برای حفاظت از متحد خود، لبنان را مستقیماً در توافق بگنجاند.
از زمان شروع مذاکره ایران و امریکا برای پایان جنگ، اسرائیل در تلاش برای جدا کردن میدانهای نبرد مقاومت از یکدیگر بود؛ بهگونهای که لبنان بهعنوان پروندههایی مستقل مدیریت شوند و بخشی از توافق ایران نباشد. با این حال تلاشها برای تفکیک این پروندهها، با وجود فشارهای نظامی و سیاسی ناکام ماند و تهدید ایران به پاسخگویی به حملات اسرائیل به بیروت و همچنین تلاش میانجیها برای مهار تنش، مانع تحقق اهداف اسرائیل شد. در نهایت در یادداشت تفاهم اعلام شده، مهمترین بند آن توقف جنگ در تمامی جبههها، از جمله لبنان، است؛ موضوعی که رسانههای اسرائیلی آن را نشانه شکست راهبردی تلآویو توصیف کردند .بر اساس گزارش منابع آگاه، یکی از مهمترین تغییرات اعمالشده در متن تفاهم، افزودن عبارت «تضمین حاکمیت و احترام به تمامیت ارضی لبنان» به بند نخست سند بوده است؛ عبارتی که گفته میشود ترامپ در نسخههای قبلی با درج آن مخالفت میکرد. اما چرا حزبالله برای ایران مهم است؟
اگر بخواهیم از منظر امنیت ملی و ژئوپلیتیک نگاه کنیم، لبنان برای ایران صرفاً یک کشور دوست یا یک متحد سیاسی نیست؛ بلکه یکی از مهمترین حلقههای معماری بازدارندگی منطقهای ایران محسوب میشود. به همین دلیل هم در تمام سالهای گذشته، از دولتهای مختلف تا فرماندهان نظامی و نهادهای راهبردی ایران، بر اهمیت لبنان تأکید کردهاند. اکنون و پس از توافقی که قرار است جمعه در ژنو مکتوب شود، فهم این اهمیت راهبردی بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر میرسد؛ زیرا بخشی از آنچه امروز به عنوان دستاورد سیاسی و امنیتی روی میز قرار گرفته، مستقیماً به جایگاه لبنان در معادلات منطقهای بازمیگردد.
1- مهمترین ضلع بازدارندگی ایران در برابر اسرائیل
لبنان محل استقرار مهمترین بازیگر مقاومت علیه اسرائیل در منطقه است. از نگاه ایران، هرگونه محاسبه نظامی علیه کشور باید با در نظر گرفتن هزینههای ناشی از گشوده شدن جبهههای متعدد همراه باشد. به همین علت لبنان صرفا یک متحد سیاسی نیست، بلکه بخشی از سامانه بازدارندگی منطقهای ایران محسوب میشود.
2- جلوگیری از تکمیل محاصره ژئوپلیتیکی ایران
از نگاه تهران، امنیت منطقه یک زنجیره بههمپیوسته است. تضعیف لبنان و مقاومت، تنها یک تحول محلی نیست بلکه میتواند فشار بر سوریه، عراق و نهایتا ایران را افزایش دهد. در این زنجیره هرچند ایران حلقه آخر به نظر میرسد اما مسئله اساسی حتی خود ایران نیست بلکه سلطه شرارت بر منطقهای است که به لحاظ ژئوپولتیک میتواند مهمترین معادلات را به نظم سازه انسانی در جهان و تاریخ تحمیل کند. به همین دلیل لبنان یکی از مهمترین اضلاع عمق راهبردی ایران در غرب آسیا به شمار میرود.
3- اهمیت نمادین و افکار عمومی منطقه
لبنان صرفا یک میدان نظامی نیست. بخش مهمی از اعتبار منطقهای ایران در میان ملتهای منطقه، در پیوند با حمایت از مقاومت لبنان شکل گرفته است. موفقیت یا شکست این جبهه، تنها یک مسئله امنیتی نیست بلکه مستقیما بر تصویر و جایگاه منطقهای ایران در افکار عمومی جهان عرب نیز اثر میگذارد و در ساخت شخصیت محور مقاومت نقشی تعیینکننده دارد.
4- تأثیر بر معادلات مدیترانه شرقی
لبنان در یکی از مهمترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان قرار دارد. تحولات مربوط به انرژی، خطوط انتقال گاز و رقابت قدرتهای بزرگ، مدیترانه شرقی را به یکی از کانونهای مهم رقابت راهبردی تبدیل کرده است و لبنان در این معادلات نقشی فراتر از اندازه جغرافیایی خود دارد. بر این اساس، حضور متحدان ایران در لبنان باعث میشود تهران به طور غیرمستقیم در بخشی از معالات مدیترانه شرقی اثرگذار باشد.
5- امنیت منطقهای از نگاه ایران
یکی از گزارههای ثابت سیاست رسمی ایران این بوده که امنیت کشورها در منطقه به هم پیوسته است و از این رو، بارها اعلام کرده که امنیت خود را جدا از امنیت منطقه نمیداند. بر مبنای این استراتژی منطقی و بدیهی، بیثباتی در لبنان، سوریه یا عراق نهایتا میتواند به تهدیدی علیه امنیت ملی ایران تبدیل شود. بنابراین حمایت از ثبات لبنان صرفا یک انتخاب سیاسی نیست بلکه بخشی از دکترین امنیتی جمهوری اسلامی ایران تلقی میشود.
6- لبنان؛ نقطه سنجش اراده ایران
لبنان در سالهای اخیر به یکی از مهمترین میدانهای سنجش اراده سیاسی و امنیتی ایران تبدیل شده است. دشمنان ایران و بسیاری از بازیگران منطقهای و فرامنطقهای، رفتار ایران در قبال لبنان را معیاری برای ارزیابی میزان پایبندی تهران به تعهدات و خطوط راهبردی خود میدانند. از این منظر، دفاع از لبنان تنها دفاع از یک متحد نیست؛ دفاع از اعتبار راهبردی ایران نیز هست.
7- جلوگیری از انتقال میدان درگیری به داخل ایران
یکی از محورهای اصلی منطق بازدارندگی منطقهای ایران این است که گسترش هرچه بیشتر شعاع امنیت، در فاصلهای دورتر از مرزهای کشور است تا تهدیدها دورتر از جغرافیای مقاومت، مهار شوند. همان منطقی که آمریکا نیز با تمسک به آن، امروز در میانه تجاوز به ایران، از خطر برکنار مانده است و اسرائیل نیز در جستوجوی چنین شکلی از ایجاد امنیت، به دنبال تحقق طرح «اسرائیل بزرگ» است. بنابراین وجود یک شبکه امن و بازدارنده در منطقه، هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی را برای دشمنان افزایش میدهد و مانع از آن میشود که ایران ناچار باشد مستقیما در داخل مرزهای خود یا اعضای مقاومت با تهدیدها مواجه شود.
8- تثبیت نظم منطقهای مستقل از اراده آمریکا و اسرائیل
لبنان یکی از مهمترین نمادهای شکلگیری نظمی منطقهای است که فقط بر اساس اراده قدرتهای خارجی تعریف نمیشود. به همین دلیل هرگونه تثبیت موقعیت لبنان و مقاومت، به معنای تقویت این ایده است که کشورهای منطقه میتوانند بدون پذیرش سلطه خارجی نیز امنیت و ثبات خود را تأمین کنند. در واقع لبنان، نقشی نمادین در الگوسازی برای تعریف نظم مستقل از اراده نیروهای فرامنطقهای دارد که نباید به هیچ قیمتی محدوش شود.
9- پیوند عاطفی، اخلاقی و ایدئولوژیک؛ خمیرمایه روابط راهبردی
هرچند ارتباط عاطفی، اخلاقی و ایدئولوژیک میان ایران و لبنان بسیار عمیق است و همین پیوند در ماههای اخیر نقش مهمی در مطالبه عمومی مردم ایران برای حمایت از لبنان ایفا کرد، اما همه مسئله را نمیتوان در این سطح خلاصه کرد. اهمیت لبنان برای ایران و اهمیت ایران برای لبنان، صرفا محصول احساسات یا اشتراکات اعتقادی نیست. وجوه راهبردی، امنیتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی این رابطه بسیار گستردهتر از آن است که در قالب همدلی عاطفی توضیح داده شود. با این حال همین پیوند دینی، اخلاقی و تمدنی را باید خمیرمایه اصلی این معماری راهبردی دانست؛ عاملی که به این اتحاد عمق، پایداری و مشروعیت اجتماعی میبخشد و استخوانبندی و اسکلت سازه مقاومت در منطقه را تثویت و تثبیت میکند.
لبنان به اندازه تنگه هرمز و هستهای و موشکی، دستاورد استراتژیک است
توافق نهایی حاصلشده که قرار است جمعه در ژنو مکتوب شود، صرفا یک توافق سیاسی یا امنیتی نیست؛ بلکه تأییدی دوباره بر اهمیت ثباتبخش و پایدارکننده این اتحاد منطقهای است. فارغ از دستاوردهای اقتصادی و سیاسی توافق، محور مربوط به لبنان به تنهایی نشانه تثبیت یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت منطقهای ایران و به تبع آن محور مقاومت محسوب میشود.
ایران در برابر حمله آمریکا و اسرائیل از خود دفاع کرد و همچنان معتقد است که مسئله اصلی منطقه، مقابله با شرارت و بیثباتسازی مستمر توسط رژیم صهیونیستی است. از این منظر، هیچ جنگی نباید به پیشروی بیشتر اسرائیل در منطقه منجر شود، بلکه هدف بیچونوچرا، پایان اشغالگری، جمع شدن بساط شهرکنشینی و سپردن سرنوشت سرزمین فلسطین به ساکنان اصلی و تاریخی آن است.
در همین چارچوب، محور لبنان در توافق فعلی نیز اهمیت مضاعف پیدا میکند. این بند عملا یادآور میشود که نتیجه جنگهای اخیر، برخلاف آنچه در آغاز تصور میشد، نه گسترش قدرت اسرائیل بلکه محدود شدن دامنه اهداف و نویدبخش آغاز افول قدرت آن بوده است. بازیگری که روزگاری از پیروزی در کوبیدن آنچه «سر مار» یا «سر هشتپا» در منطقه میخواند، سخن میگفت، امروز ناچار شده تمرکز خود را بر مواجهه با یکی از پروکسیهای محور مقاومت معطوف کند.
بنابراین برای موافقان، منتقدان و حتی مخالفان توافق فعلی، توجه به این نکته ضروری است که مسئله لبنان یک موضوع فرعی یا حاشیهای نیست. همانگونه که مدیریت تنگه هرمز، حقوق هستهای و توان موشکی برای ایران اهمیت راهبردی دارد، جایگاه لبنان نیز یکی از مؤلفههای حیاتی امنیت ملی و قدرت منطقهای کشور محسوب میشود و شرارتهای رژیم صهیونیستی در مانعتراشی برای خارج کردن ضاحیه از معادلات جنگ، بهترین گواه بر این اهمیت استراتژیک است.














