امنیت خریدنی نیست
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، کشورهای خلیج فارس را در موقعیت نامطلوبی قرار داد. نیروهای آمریکایی که توسط کشورهای خلیج فارس میزبانی میشوند، به دلیل حملات ایران به هتلها و زیرساختهای انرژی این کشورها تبدیل شدهاند. با وجود ادعای آمریکا در خصوص کاهش قابل توجه در تواناییهای نظامی ایران، تهران علاوه بر کنترل قوی خود بر تنگه هرمز، همچنان قادر به حمله به کشورهای حاشیه خلیج فارس است.
مجله فارین افرز در مقالهای از دیوید رابرتز در این زمینه معتقد است که رهبران این کشورها باید از انتظار برای دستیابی واشنگتن به نتیجهای که در خدمت منافع آنها باشد، دست بردارند و خودشان نظمی مبتنی بر اینکه منطقه امنیت خود بسازد نه اینکه آن را وارد کند.
امنیت کالایی نیست که باید خرید و فروش شود، بلکه تواناییای است که باید ساخته شود. این امر مستلزم آن است که کشورهای خلیج فارس خودشان با ایران تعامل کنند، نه اینکه منتظر بمانند تا واشنگتن از طرف آنها این کار را انجام دهد.
بنابراین، هرگونه توافقی بین کشورهای عربی خلیج فارس و ایران باید به شکل یک معاهده باشد و خروج تدریجی نیروهای نظامی ایالات متحده از پایگاههایشان در خلیج فارس سنگ بنای یک توافق جامع منطقهای است. ایران دهههاست که خواهان خروج ایالات متحده از خلیج فارس است.
فارین افرز در این زمینه استدلال میکند که تنظیم مجدد اساسی روابط در منطقه خلیج فارس، آغاز یک نظم منطقهای جدید خواهد بود. با این حال، تنها یک توافق کافی نیست؛ ارتشهای کشورهای خلیج فارس نیز باید برای جنگیدن آموزش ببینند.
برای دههها، پادشاهیها امنیت خود را به شرکای بینالمللی سپردهاند و شرایط نیروهای آنها منعکسکننده این وضعیت هستند. سوابق تاریخی نشان میدهد چگونه حامیان خارجی به کشورهای خلیج فارس خیانت کردهاند. بریتانیا در سال ۱۹۲۲ دو سوم خاک کویت را واگذار کرد و در دهه ۱۹۶۰ متحدان خود در یمن را رها کرد.
به نوشته فارین افرز، شکست در حفاظت خارجی تنها یک جنبه از یک مشکل عمیقتر است. کشورهای خلیج فارس مانند اروپا، اغلب از عدم جدیت در مورد مسائل نظامی رنج میبرند و به این توهم بسنده میکنند که ایالات متحده به طور نامحدود از آنها محافظت خواهد کرد. هیچ توجیه استراتژیکی وجود ندارد که چرا کشورهای خلیج فارس، که به شدت به صادرات دریایی وابسته هستند و مدتهاست در برابر تهدیدات مینگذاری در تنگه هرمز آسیبپذیر هستند، قابلیتهای مینیابی در سطح جهانی را توسعه ندادهاند. در عوض، آنها این تخصص دریایی را تقریباً به طور کامل به بریتانیا و ایالات متحده واگذار کردهاند. بنابراین، ارتشهای خلیج فارس باید قابلیتهای رزمی واقعی ایجاد کنند.
جمهوری اسلامی از یک جنگ هشت ساله با عراق که اقتصاد آن را ویران کرد و صدها هزار ایرانی را کشت، به همراه دههها تحریم و یک کارزار ترور اسرائیل که چهرههای کلیدی حکومت را هدف قرار داد، جان سالم به در برد. اکنون، ماهها پس از یکی از طولانیترین بمبارانهایی که منطقه تاکنون به خود دیده است، حکومت همچنان در قدرت است و همچنان به پرتاب پهپاد و موشک ادامه میدهد. بنابراین، شرط بندی روی فروپاشی حکومت ایران ، قماری است که تاریخ از آن پشتیبانی نمیکند.
همه جنگها پایان مییابند، اما تنها سوال این است: آیا پس از ماهها یا سالها به توافقی دست خواهیم یافت؟ در نهایت، حتی سرسختترین دشمنان نیز به دنبال سازش هستند، همانطور که ایران و کشورهای خلیج فارس در گذشته انجام دادهاند. قبل از اینکه جنگ فعلی به فاجعه تبدیل شود، ایران و کشورهای خلیج فارس باید به دنبال معاهدهای باشند که طبق آن ایالات متحده از پایگاههای خود در منطقه خارج شود. چنین پیمانی پایه و اساس یک نظم منطقهای جدید را بنا خواهد کرد که در آن کشورهای خلیج فارس به جای تکیه بر حامیانی که منافعشان ممکن است همیشه با منافع آنها همسو نباشد، شرایط امنیتی خود را تعریف میکنند.
خروج ایالات متحده یکی از مهمترین عوامل ساختاری مؤثر در ناامنی در خلیج فارس را از بین میبرد. این امر مستلزم خروج نیروهای آمریکایی از تأسیسات کلیدی منطقه است: پایگاه هوایی العدید در قطر، ستاد ناوگان پنجم در بحرین، پایگاه هوایی الظفره در امارات، پایگاه هوایی علی السالم و کمپ عریفجان در کویت و پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در عربستان سعودی.














