از راهروهای مصلی تا صفحه موبایل
نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران امسال، بیش از آنکه فقط یک رویداد فرهنگی باشد، تصویری فشرده از وضعیت امروز ایران بود؛ کشوری که جنگ، فشار اقتصادی و ملاحظات امنیتی، شکل بسیاری از سازوکارهایش را تغییر داده اما هنوز نتوانسته میل جامعه به فرهنگ، ارتباط و زیست جمعی را از بین ببرد. برگزاری مجازی نمایشگاه کتاب، شاید در ظاهر نشانهای از محدودیت و بحران به نظر برسد، اما در لایهای عمیقتر، نشان میدهد حتی در شرایط ناپایدار نیز کتاب همچنان یکی از آخرین پیوندهای پایدار میان ایرانیها و زندگی عادی است.
تصمیم به برگزاری مجازی نمایشگاه، دلایل متعددی داشت. بخشی از آن به ملاحظات اقتصادی بازمیگشت؛ هزینههای سنگین برگزاری حضوری، از اجاره و زیرساخت گرفته تا حملونقل و اسکان ناشران، در شرایط فعلی فشار قابل توجهی ایجاد میکرد. از سوی دیگر، شرایط امنیتی و نگرانی از تجمعهای گسترده در وضعیت پساجنگ نیز در این تصمیم بیتأثیر نبود. تجربه ماههای اخیر نشان داده که کشور وارد مرحلهای شده که در آن، مدیریت رویدادهای بزرگ ناگزیر باید با محاسبات امنیتی و پدافندی همراه باشد؛ حتی اگر موضوع آن کتاب و فرهنگ باشد.
اما همانطور که جنگ بسیاری از ساختارهای اقتصادی، رسانهای و آموزشی را وادار به تغییر شکل کرد، نمایشگاه کتاب هم به سمت نوعی «زیست دیجیتال» سوق داده شد؛ تغییری که فقط محدود به ایران نیست و بسیاری از کشورهای جهان نیز پس از کرونا و بحرانهای امنیتی، بخشی از رویدادهای بزرگ فرهنگی خود را به فضای آنلاین منتقل کردهاند.
با این حال، برگزاری مجازی نمایشگاه کتاب همزمان حامل فرصتها و خسارتهایی است که نمیتوان هیچکدام را نادیده گرفت.
مهمترین مزیت این مدل، گسترش دسترسی است. حالا مخاطبی در یک شهر کوچک یا روستایی دورافتاده، بدون هزینه سفر و اقامت، میتواند به همان کتابهایی دسترسی پیدا کند که پیشتر عمدتاً در اختیار مخاطبان تهرانی بود. علاوه بر این، فضای مجازی امکان مدیریت بهتر امنیت، کنترل جمعیت، کاهش هزینههای اجرایی و حتی نظارت دقیقتر بر فرایند فروش را فراهم میکند. برای ناشران نیز فروش آنلاین، در برخی حوزهها، امکان دیده شدن گستردهتر را به وجود آورده است.
اما نمایشگاه کتاب فقط محل خرید کتاب نبود. بخش مهمی از هویت این رویداد، به همان تجربه میدانی و زیست جمعیاش مربوط میشد؛ تجربهای که حالا در نسخه مجازی تا حد زیادی از دست رفته است. برای چند نسل از ایرانیها، نمایشگاه کتاب چیزی میان فرهنگ، تفریح، گردش شهری و خاطره جمعی بود. خانوادهها ساعتها در راهروها قدم میزدند، دانشجوها و نوجوانها میان غرفهها پرسه میزدند، نویسندهها دیده میشدند و کتاب، از یک کالای صرفاً مصرفی، به بخشی از تجربه اجتماعی تبدیل میشد.
درواقع نمایشگاه کتاب، یکی از معدود فضاهایی بود که در آن، کتاب از قفسههای ساکت کتابخانه بیرون میآمد و وارد زندگی روزمره مردم میشد. شور خرید کتاب، هیجان پیدا کردن نسخهای خاص، صف امضا، گفتوگوهای اتفاقی و حتی خستگی ناشی از ساعتها قدم زدن، بخشی از مناسک فرهنگی جامعه ایرانی بود؛ مناسکی که نسخه دیجیتال هنوز نتوانسته جایگزینی کامل برای آن بسازد.
شاید همین تضاد، مهمترین ویژگی نمایشگاه امسال باشد: جامعهای که شکل زیستش تغییر کرده اما میلش به فرهنگ از بین نرفته است. همانطور که جنگ نتوانست بسیاری از فعالیتهای روزمره را متوقف کند و فقط آنها را به فرمهای تازهای منتقل کرد، کتاب و کتابخوانی نیز همچنان راه خود را پیدا میکنند؛ حتی اگر از سالنهای شلوغ مصلی به صفحههای موبایل و فروشگاههای آنلاین کوچ کرده باشند.
در نهایت، نمایشگاه مجازی کتاب را میتوان نشانهای از یک واقعیت بزرگتر دانست؛ اینکه بحرانها شاید شکل تجربههای جمعی را تغییر دهند، اما لزوماً قادر نیستند نیاز جامعه به معنا، روایت و فرهنگ را از بین ببرند. ایرانیها هنوز کتاب میخواهند؛ حتی اگر دیگر نتوانند مثل گذشته، با کیسههای سنگین و پاهای خسته از نمایشگاه برگردند.














