sobhe-no.ir
2347
دوشنبه، ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
1
تكذيب و پنهان كارى صهيونيست‌ها در یک حادثه امنیتی

تير غيب در بيت شمش

نمایشگاه کتاب تهران در عصر جنگ و زیست دیجیتال

از راهروهای مصلی تا صفحه موبایل

سجاد بلوکات درباره برنامه خوب و تاثرگذار «من ایرانم» نوشت

از موشک‌های شما متشکریم

دیپلماسی یکپار چه

محبوبه نیاورانی

آتش جنگی جدید به منطقه محدود نمی‌ماند

اسماعیل گرامی مقدم

پیامدهای حمله مجدد آمریکا به ایران

حنیف غفاری

جنگ تحمیلی منجــر به صلح تحمیلی نخواهد شد

صبح نو

پیامدهای حمله مجدد آمریکا به ایران

حنیف غفاری



پیامدهای حمله آمریکا به ایران، برخلاف محاسبات اولیه واشنگتن، نه‌تنها به تحقق اهداف اعلامی منجر نشد، بلکه تبعات امنیتی، اقتصادی و راهبردی گسترده‌ای برای ایالات متحده و نظام بین‌الملل به همراه آورد. اکنون کاخ سفید در شرایطی قرار دارد که یا باید واقعیت‌های میدان و خطوط قرمز ایران را بپذیرد، یا با تشدید تنش‌ها هزینه‌هایی تصاعدی و پیش‌بینی‌ناپذیر را متحمل شود.

از زمان آغاز تجاوز آمریکا به ایران در نیمه اسفندماه سال گذشته تاکنون، که فضای میدانی در وضعیت سکوت نسبی قرار دارد، واشنگتن عملاً با تبعات، عواقب و پیامدهای حمله خود روبه‌رو شده است؛ پیامدهایی که هم در سطح امنیتی و استراتژیک، هم در بعد جغرافیایی و هم در حوزه اقتصادی قابل مشاهده است.

در عرصه اقتصادی، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این پیامدها، برهم خوردن توازن در بازارهای انرژی است؛ چه در سطح نظام بین‌الملل و چه در داخل آمریکا. معضلات ایجادشده در حمل‌ونقل دریایی و همچنین اختلال در ارسال برخی محصولات از جمله گوگرد، آمونیاک و مواد مشابه، موجب شده عرضه و تقاضا از وضعیت تعادلی خارج شود. به بیان دیگر، در حالی که سطح تقاضا در کشورهای مختلف از جمله آمریکا افزایش یافته، میزان عرضه کاهش پیدا کرده و همین مسئله بازار را با عدم توازن مواجه ساخته است.

از سوی دیگر، افزایش قیمت سوخت در ایالات متحده، به‌ویژه رشد قیمت بنزین، به یک نگرانی جدی برای سیاستمداران آمریکایی تبدیل شده است. بسیاری از استراتژیست‌ها و سران حزب جمهوری‌خواه نسبت به آثار این افزایش قیمت بر انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در ماه نوامبر (آبان‌ماه) ابراز نگرانی کرده‌اند. بنابراین حتی بدون آغاز دور تازه‌ای از درگیری نظامی، روند تحولات به گونه‌ای پیش رفته که فشارها علیه آمریکا تشدید شده و محاسبات اولیه واشنگتن با واقعیت‌های صحنه تطابق نداشته است.

در واقع، پیش از نهم اسفندماه، آمریکایی‌ها بر اساس مجموعه‌ای از پیش‌بینی‌ها و احتمال‌سنجی‌ها اقدام کردند، اما این برآوردها در میدان تحقق نیافت. نتیجه این خطای محاسباتی، فرسایشی شدن وضعیت و افزایش تبعات اقتصادی و تجاری آن برای آمریکا و حتی کل نظام بین‌الملل بوده است.

در چنین شرایطی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، خود را در یک دوراهی راهبردی می‌بیند. گزینه نخست، حرکت به سوی توافق با ایران است؛ توافقی که در آن خطوط قرمز و بایسته‌های راهبردی جمهوری اسلامی ایران کاملاً مشخص و از پیش اعلام شده‌اند. تجربه نشان داده است که گفت‌وگوهای پس از جنگ، همواره متأثر از واقعیت‌های میدان هستند؛ به این معنا که میزان برتری یا شکست هر بازیگر در صحنه نبرد، جایگاه او را بر سر میز مذاکره و در تعیین محتوای توافق مشخص می‌کند.

در وضعیت کنونی، آمریکا به اهداف اصلی خود در قبال ایران دست نیافته است. اهدافی نظیر تغییر نظام سیاسی ایران، تسلط بر مناطق راهبردی به‌ویژه در جنوب کشور، و نیز خارج کردن اورانیوم غنی‌شده از ایران محقق نشده‌اند. بنابراین واشنگتن نتوانسته در میدان دست برتر را به دست آورد.

در مقابل، جمهوری اسلامی ایران مواضع و خطوط قرمز پررنگ و روشنی دارد که آن‌ها را در جریان مذاکرات اسلام‌آباد به‌طور کامل به طرف مقابل تفهیم کرده است. از این رو، یکی از مسیرهای پیش‌روی آمریکا پذیرش همین خطوط قرمز و بایسته‌های راهبردی ایران است.

مسیر دیگر، تشدید تنش‌هاست؛ گزینه‌ای که به اذعان بسیاری از استراتژیست‌ها، رسانه‌ها و تحلیل‌گران آمریکایی و اروپایی، هزینه‌های آن به‌صورت تصاعدی برای واشنگتن و متحدانش افزایش خواهد یافت. چنین رویکردی می‌تواند آمریکا را بیش از پیش در آنچه «باتلاق خودساخته» خوانده می‌شود گرفتار کند.

بر این اساس، در شرایط فعلی راهی جز پذیرش ناکامی در تحقق اهداف قبلی و تن دادن به مذاکرات بر مبنای واقعیت‌های میدانی و بایسته‌های ایران پیش روی ترامپ دیده نمی‌شود. اگر ایالات متحده بخواهد تهدیدات مطرح‌شده—به‌ویژه آن دسته از تهدیدهایی که رئیس‌جمهور آمریکا عمدتاً در فضای مجازی بیان می‌کند—را عملیاتی کند، ناگزیر با پیامدهایی جدی روبه‌رو خواهد شد.

بخشی از این پیامدها متوجه پایگاه‌های آمریکا در منطقه و همچنین رژیم صهیونیستی خواهد بود و بخش دیگر اقتصاد جهانی، از جمله اقتصاد خود آمریکا، را تحت تأثیر قرار خواهد داد. افزون بر آن، تشدید تنش‌ها می‌تواند روند موجود را فرسایشی‌تر کرده و گره‌های کور راهبردی، اقتصادی و امنیتی جدیدی ایجاد کند؛ گره‌هایی که حل‌وفصل آن‌ها لزوماً در توان دولت آمریکا نخواهد بود.در مجموع، واقعیت‌های میدانی و پیامدهای اقتصادی و سیاسی ناشی از حمله به ایران، اکنون واشنگتن را در برابر انتخابی دشوار قرار داده است: پذیرش واقعیات و حرکت به سمت توافقی مبتنی بر خطوط قرمز ایران، یا ورود به مسیری پرهزینه که می‌توا ند تبعاتی گسترده‌تر و عمیق‌تر از گذشته به همراه داشته باشد.

captcha
شماره‌های پیشین